گنجور

شمارهٔ ۶۰۱

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

یک مشت سفله مانده بجا از کرام خلق

ننگ است در زمانه زبان را ز نام خلق

چون زهر جانگزای، گلوگیر می شود

نتون زلال خضر کشیدن ز جام خلق

امروز در لباس کمالند ناقصان

پوشیده ناتمامی خود را، تمام خلق

تعظیم گاو و خرکه به مردم حرام بود

اکنون فریضه گشته به ما، احترام خلق

نزدیک من چو طعن سنان است جان گسل

زینسان که دور شد ز مسلمان سلام خلق

درگوش جزر و مد نظرها هزار پاست

آزرده است بس که صماخ از کلام خلق

عاقل گریزد از دهن اژدها حزین

هش دار تا که مفت نیفتی به دام خلق



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد تصاویر مرتبط