گنجور

شمارهٔ ۵۸۶

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

هجران رسیده، کی برد از روزگار، فیض

شاخ بریده را نبود از بهار، فیض

می پرورد نگاه تو هر ذرّه را چو مهر

عام است دور چشم تو در روزگار فیض

اقلیم بیخودی همه فصلیش خوش هواست

دیوانه می برد ز خزان و بهار فیض

مستان اگر برند ز ابر بهار فیض

ما می بریم از مژه اشکبار فیض

بی زخم ناوکی چه خوشی صید عشق را

دل می برد ز غمزهٔ عاشق شکار فیض

ورزم به تیره بختی خود عشق، در نهان

تا برده ام ز ساقی مشکین عذار فیض

نبود حزین به روزنهٔ صبح، چشم ما

ایجاد می کند دل شب زنده دار فیض



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کتابخانهٔ گنجور