گنجور

شمارهٔ ۵۰۱

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

معشوق اگر میل وفا داشته باشد

عاشق چه غم از جور و جفا داشته باشد.

برخاست ز چشمش پی خونریز، نگاهی

تا در نظر آن شوخ که را، داشته باشد

کم می رسد آواز دل از ضعف به گوشم

در پرده ندانم چه نوا داشته باشد

در مملکت حسن تو با شانه سری نیست

تا طرّه که را، نافه گشا داشته باشد

جان می طلبد از من شوریده خیالت

ویرانه ندیدیم گدا داشته باشد

کو تیغ که تا فرق فلک را بشکافیم؟

تا چند مرا از تو جدا داشته باشد؟

در سینهٔ دل سوختگان جای نفس نیست

دوزخ چه خیال است هوا داشته باشد؟

ما هم نفس آینه ی زانوی خویشیم

یک سینه ندیدیم صفا داشته باشد

کاش آن رخ افروخته گاهی به ترحّم

شمعی به مزار شهدا داشته باشد

کوتاهی اگر می کنم از ناله عجب نیست

یک دل چقدر آه رسا داشته باشد؟

با مهر تو شبنم صفت از خویش بریدیم

خود را چه کند آنکه تو را داشته باشد؟

در بتکده دل صنمی نیست حزین را

تا کعبه که را خانه خدا داشته باشد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کتابخانهٔ گنجور