گنجور

شمارهٔ ۴۹۶

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

ز نخجیر دلیرم غمزهٔ صیاد می لرزد

ز جان سخت من این دشنهٔ فولاد می لرزد

بَرَد از جا نهیب ناله ی من ، صبر مجنون را

ز سیل گریه ام بر خود شط بغداد می لرزد

شکوهی عشق بخشیده ست بازوی ضعیفان را

که تیغ کوهسار از تیشه ی فرهاد می لرزد

زگلبانگ صفیرم می تپد دل، عندلیبان را

ز کلک خوش صریرم خامه فولاد می لرزد

زبان عشق ترسان است از دم سردی واعظ

که شمع شعله ور در رهگذار باد می لرزد

نمی گردد به جایی پای ناقص فطرتان محکم

به حال این سبک مغزان، دل الحاد می لرزد

گدا و شاه را از خاکساران است آسایش

زمین چون می تپد ویرانه و آباد می لرزد

کند جایی که آن قامت قیامت، جلوه آرایی

ز باد دامن او رایت شمشاد می لرزد

حزین از سردسیر عقل بیرون ناله ای سر کن

که سرما خوردگان را درگلو فریاد می لرزد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کانال رسمی گنجور در تلگرام