گنجور

 
حزین لاهیجی
 

سبزه دور از تو، مغیلان به نظر می آید

غنچه بی روی تو پیکان، به نظر می آید

شده رسوایی ما، پردهٔ عریانی ما

سینهٔ چاک، گریبان به نظر می آید

دل از آسایش دوران نشود جمع مرا

زلف ایام، پریشان به نظر می آید

پرده حسن شده بر رخ مقصود نقاب

این چو از دیده رود، آن به نظر می آید

نگذری سرسری از دفتر ایجاد حزین

مشکل آنجاست که آسان به نظر می آید