گنجور

شمارهٔ ۴۲

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

بر فرازد چو علم، آه سحرگاهی ما

دو جهان پر شود از کوکبه شاهی ما

در حقیقت بر ما، بت شکنی خودشکنی ست

صیت اسلام بود، بانگ انا اللّهی ما

بس که بار غم هجر تو، گران افتاده ست

سایه، از ضعف ندارد سر همراهی ما

چون دل عرش جناب، آینه داری داریم

کو سکندر که زند کوس فلک جاهی ما؟

صف مژگان تو گر سایه به دریا فکند

خار قلاب شود در بدن ماهی ما

پیش چشم تو، ز غم گر بگدازیم چو شمع

بر تو روشن نشود محنت جانکاهی ما

حیرت عالم آب، آینه ماست حزین

ساغر باده بود صیقل آگاهی ما



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.