گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
حزین لاهیجی

هرگز نرسد رشحهٔ کامی به لب ما

گردون کر و لال است زبان طلب ما

ما همره بختیم و تو همسایه خورشید

ساکن نتوان کرد به کافور، تب ما

با عشق چه سازد خنکیهای تو زاهد؟

ای زلف، مزن بیهده پهلو به شب ما

ای عقل فرومایه، به اندازه قدم نه

ما بندهٔ عشقیم، نگهدار ادب ما

خورشید حزین آینه در ابر نهان کرد

از خیرگی دیدهٔ حیرت نسب ما

 
 
بیدل دهلوی

ما رشتهٔ سازیم، مپرس از ادب ما

صد نغمه سرودیم و نشد باز لب ما

چون مردمک‌، آیینهٔ جمعیت نوریم

در دایرهٔ صبح نشسته‌ست شب ما

بی‌تابی دل آتش سودای که دارد؟

[...]

واقف لاهوری

کردند قبایل همه مجنون لقب ما

این حرف رسانید به لیلی‌نسب ما

دیدیم کتب‌خانهٔ هفتاد و دو ملّت

غیر از سخن عشق نشد منتخب ما

چون کوه‌کنش محنتِ سخت‌ آمده در پیش

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه