گنجور

شمارهٔ ۳۳۳

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

خوشا شمعی که سر تا پا بسوزد

بسازد با خود و تنها بسوزد

مرا پرورده عشق خانمان سوز

شرار من دل خارا بسوزد

دم گرمی که من دارم عجب نیست

که در پیمانه ام، صهبا بسوزد

منم موسی، دلم شمع تجلی

ز تاب سینه ام سینا بسوزد

دل گرمی نهان در سینه دارم

که گر آهی زنم دنیا بسوزد

امید این بود کان مه عاشقان را

زگرمیهای مهرافزا بسوزد

ندانستم که آتش پارهٔ من

سپندم را ز استغنا بسوزد

جنون بر آتشم زد طرف دامان

ز داغ لاله ام صحرا بسوزد

حزین آبی حریف آتشم نیست

در آغوش دلم دریا بسوزد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کتابخانهٔ گنجور