گنجور

شمارهٔ ۲۵۳

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

می به بزم ما امشب، از رمیده هوشان است

نی ز بی نواییها، کوچه خموشان است

رگ چو شمع می سوزد، در تنم ز تشنه لبی

آب سرد تیغی کو، خون گرم جوشان است

چشم مست اگر باشد، زهد پارسایی کیست؟

کفر زلف اگر خواهد، دل ز دین فروشان است

تار اگر برید از چنگ، محتسب زیانی نیست

گوش پرده سنجان را هر رگی خروشان است

رایگان حزین ندهی، عهد نوبهاران را

در چمن قدح بستان، گل ز باده نوشان است



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

دریای سخن