یک دل به دیاری که وفا صاحب تاج است
بی سکهٔ داغت نبود، آنچه رواج است
شاهنشهیم باج ز افتاده نگیرد
هر سرکه بلند است، مرا زیر خراج است
من کودک یونان کدهٔ صاف دلانم
لوح سبقم ساده تر از صفحهٔ عاج است
بیماری عشق است، چه آید ز مسیحا؟
بی فایده جان می کنم و مرگ علاج است
هر لحظه فلک لعبتی از پرده برآرد
این پیر خرف، بین چقدر طفل مزاج است
ای دولت از این عرصه که ماییم کران گیر
از ما سر پا خورده، به هر جا سر و تاج است
گم شد ره بیرون شد، از آن زلف حزین را
ای دل بفروز آتش آهی، شب داج است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این ابیات به توصیف احساسات عمیق عشق و درد ناشی از آن میپردازند. شاعر از دیاری صحبت میکند که وفا و صداقت در آن حاکم است و خود را در مقام یک شاهنشاه میبیند که از افتادن و بیپناهی دیگران بهرهای نمیگیرد. او خود را کودکانی میداند که دل پاک دارند و سادگی در آنها موج میزند. عشق را بیماری میداند که درمانی ندارد و مرگ را تنها راه نجات تصور میکند. در ادامه، به تحولات زندگی و قدرت فلک اشاره میکند که همیشه در حال تغییر است. شاعر از دولت و قدرت در جامعه میگوید و بر این عقیده است که باوجود همه مشکلات، وجود او همچنان با ارزش است. در نهایت، با ناامیدی از گم شدن راه عشق و زلف معشوق، آتش درد و اندوه را در دل خود شعلهور میکند.
هوش مصنوعی: دل به سرزمینی دادهام که وفا و صداقت در آن با ارزش و معتبر است؛ اما بدون نشانهای از عشق تو، هیچ چیزی در این دنیا ارزش ندارد.
هوش مصنوعی: من پادشاهی هستم که از کسی که در موقعیت نازلی قرار دارد، باجی نمیگیرم؛ زیرا هر کسی که بلندپرواز است، به من بدهکار است.
هوش مصنوعی: من یک کودک از سرزمین یونان و از دلی پاک هستم، نوشتههایم سادهتر از صفحهای از عاج است.
هوش مصنوعی: عشق به مانند بیماری است، حتی اگر کسی مانند مسیحا به کمک بیاید. من از روی بیفایدگی جان میسپارم و مرگ را درمانی برای خود میدانم.
هوش مصنوعی: در هر لحظه، دنیا یک نمایش جدیدی از پشت پرده نشان میدهد. این انسان سالخورده (پیر خرف) را در نظر بگیر که چقدر به رفتار و روحیات کودکان شبیه است.
هوش مصنوعی: ای نعمت و خوشبختی، از این میدان که ما در آن حضور داریم، دور نشو. ما به پا ایستادهایم و در هر جایی که سلطنت و اقتدار وجود دارد، ما هم حضور داریم.
هوش مصنوعی: دل، زلف حزین را در آتش اشک خود بسوزان، چرا که در این شب تاریک و غمانگیز، راهی پیدا نمیشود و همه چیز گم شده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.