گنجور

شمارهٔ ۲۳۳

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

در کوی تو نقش قدمم، حالتم این است

برخاستنم نیست ز جا، طاقتم این است

با عشق تو زادم من و با درد تو بودم

با مهر تو در خاک روم، ملّتم این است

از غیرت شوق است که چون رنگ پریده

خود نامه و خود نامه برم، عادتم این است

هم دل شنود پرده سراییدن دل را

می گویم و خود می شنوم، صحبتم این است

پرورده ز بس ذائقه را عشق به تلخی

شربت نهم و زهر کشم، لذّتم این است

جایی که شود بستر راحت، دم شمشیر

میدان به تپیدن ندهم، فرصتم این است

بیزارم از آن کفر که آموختنی شد

بت، برهمنان را چه کند؟ غیرتم این است

صد پیرهن صبر قبا گشت و ز ناموس

دستی به گریبان نزدم، حسرتم این است

از انجمن کثرت خود نیست گزیری

گاهی مگر از خویش روم خلوتم این است

شطرنجی ایّامم و در ششدر گیتی

دانگی ز حریفان نبرم، خصلتم این است

از شور شکر خنده ی آن خون وفا نوش

کردم لب زخمی نمکین، عشرتم این است

صعب است حزین گر نکشم سر به گریبان

از هر دو جهان زاویهٔ عزلتم این است



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد تصاویر مرتبط