گنجور

شمارهٔ ۲۳۱

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

ما را تن ضعیف به زندان عالم است

این هم که زنده ایم ز دستان عالم است

از شورش جهان سر زلف حواس من

آشفته تر ز حال پریشان عالم است

کامش به غیر دانهٔ دل آشنا نشد

مور قناعتم، که سلیمان عالم است

ناموس روزگار به گردن گرفته است

سلطان غیرتم، که نگهبان عالم است

سودای عشق از سر ما کم نمی شود

زنجیر زلف، سلسله جنبان عالم است

از فیض خطّ و خال تو ای نازنین غزال

کلکم یکی ز مشک فروشان عالم است

هرگز مبند دل به فریب جهان حزین

دنیای سفله، دشمن مردان عالم است



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر