گنجور

 
حزین لاهیجی
 

گل خزان زده ام، زندگی ملال من است

شکسته رنگی من ترجمان حال من است

اگر به کعبه وگر دیر می گذارم گوش

حدیث حسن تو و عشق بی زوال من است

بود که در رمضان هر دمی دو عید کنم

خیال گوشه ی ابروی او هلال من است

به چشم دام تو ای عشق، ناتوان مرغم

اگر چه بیضه ی گردون به زبر بال من است

حزین ، نمی رود از مجلسم سخن بیرون

که روی صحبت من با زبان لال من است