گنجور

شمارهٔ ۲۲۵

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

دور از در تو روضه ی رضوان به ما نساخت

بوی گل و نسیم گلستان به ما نساخت

پروانه را در آتش سوزان چه زندگی ست؟

وصل تو چون مصیبت هجران به ما نساخت

در هیچ شهر و هیچ دیارم قرار نیست

صبح وطن، چو شام غریبان به ما نساخت

تنگ است جلوه گاه دو عالم به وحشتم

آرام شهر و شور بیابان به ما نساخت

عیسی نشسته است به بالین من خجل

آب و هوای کشور امکان به ما نساخت

ساکن، درای قافله ی ما نشد حزبن

در هجر و وصل، این دل نالان به ما نساخت



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.