گنجور

شمارهٔ ۱۸۸

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

گرمی مهر، به وبرانه و آباد یکی ست

حسن اگر تیغ کشد، بنده و آزاد یکی ست

جور کش می طلبد، غنچهٔ شیرین کارت

ور نه در چنگ غمت خسرو و فرهاد یکی ست

چه کنم آه، که گلبرگ بناگوش تو را

نگه گرم من و سیلی استاد یکی ست

تنگی سینه دلم را به فغان می آرد

ور نه با ناز تو، خاموشی و فریاد یکی ست

آتش آه مرا قوّت تأثیر کجاست؟

دل سنگین تو و بیضه فولاد یکی ست

دل چو تسلیم شود جور و جفا، مهر و وفاست

عشق اگر یار شود، طینت اضداد یکیست

رخنه در جوشن جانی که نکرده ست کجاست؟

تیغ مژگان تو و خنجر فولاد یکیست

دل چو با خویش نباشد، چه گلستان، چه قفس

بوستان پیش من وکنج غم آباد یکیست

عکس یار است که دارد همه جا جلوه، حزین

چهره پرداز، در آیینهٔ ایجاد یکی ست



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر