گنجور

شمارهٔ ۱۰ - تجدید مطلع

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » قصاید
 

کای آستان قصر جلال تو عرشسا

وی مهر ومه به راه توکمترز نقش پا

روشن فروغ رای تو کالنّور فی الظّلم

در دل خیال روی تو، کالبدر فی الدجا

خیّاط قدرت ملک العرش دوخته ست

بر قدکبریای تو، تشریف انما

تبلیغ بلّغ است ز شأن تو آیتی

توقیع کبریای تو، تنزیل هل اتی

برد از زمانه، نور وجود تو تیرگی

ای نیّر ظهور تو در حدِّ استوا

میدان دین نداشته مردی به غیر تو

ثابت شد این قضیه به برهان لافتی

دربا گدای دست گهر بارت ازکرم

پیشکف تو، ابر عرق ربز از حیا

برهان مستقیم، فلک بر نیاز خود

در پیشگاه قصر تو آورده ز انحنا

بردارد آنکه در ره کویت ز جا قدم

اول نهد به کنگرهٔ کاخ کبریا

غیر از تو کیست آنکه تواند گذاشتن

بر دوش سرور دو سراپای عرش سا؟

برقع گشای پرده نشینان حق تویی

یا عارف العوارف، یا کاشف الغطا

شبنم نباشد آنکه ازو باغ تازه روست

گل در عرق نشسته ز روی تو، از حیا

تیغ تو اژدها به دم خویشتن کشید

موسی عصا به معجز اگر کرد اژدها

چاک است زاشتیاق، گریبان خامه ام

بی خواست ریخت، مطلعی از طبع نکته زا



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد تصاویر مرتبط