گنجور

حاشیه‌گذاری‌های Mostafa 2020

Mostafa 2020


Mostafa ۲۰۲۰ در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۴۶ در پاسخ به حامد دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۲۱ - در بیان آنک موسی و فرعون هر دو مسخر مشیت‌اند چنانک زهر و پازهر و ظلمات و نور و مناجات کردن فرعون بخلوت تا ناموس نشکند:

در عالم هستی، عدم نیست. هرچه هست وجوده

 

Mostafa ۲۰۲۰ در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۹ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۱۶:۲۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۲۱ - در بیان آنک موسی و فرعون هر دو مسخر مشیت‌اند چنانک زهر و پازهر و ظلمات و نور و مناجات کردن فرعون بخلوت تا ناموس نشکند:

برای شناخت و درک ابیاتی چون «چونک بی‌رنگی اسیر رنگ شد/ موسی با موسی در جنگ شد» و... امثالهم، باید با هستی شناسی، جهان بینی و خداشناسی عرفانی آشنا باشیم. از نظر عرفانی، در مرتبه احدیّت، هیچ تعیّن و تشخصی وجود ندارد. در آن مرتبه، خداوند ذات یکپارچه خود را (بدون برتری هیچ صفتی بر دیگری) به نظاره می نشیند. در آن ساحت، موسی و فرعون، بد و خوب، زشت و بد از هم تمییز ندارند که مولانا از آن تعبیر به بی رنگی کرده است، اما وقتی اراده الهی بر این قرار گرفت که کمالات خود را در موجودات و در واقع ظهورات، تجلیات، شئونات و اطوار خود به نظاره بنشیند،یک درجه تنزل فرمود که در آن اسماء الهی با یکدیگر ترکیب (البته به معنای تناکح اسمائی) شدند، و موجودات عالم اعم از موسی و فرعون، خوب و بد،‌زشت و زیبا و... البته باز هم در ساحت علمی خداوند (به مثابه ذهن حضرت حق!) ، تجلی یافتند، سپس اراده فرمود و همه موجودات در عالم ماده ظهور یافتند. لذا این ابیات اشاره به این دارد که در این عالم ماده و کثرت، تعارض ها و دوگانگی‌ها و خیر و شر شکل گرفت، آن هم با حکت الهی، تا همه از هم متمایز شوند، و برای رسیدن به کمال با یکدیگر رقابت کنند.

بنابراین موسی با موسی در جنگ شد، نه به این معنی است که همه خوبند، همه موسی هستند و فرعون هم مثل موسی است و هزاران توهم دیگر که راه پلورالیزم و... را باز کند، بلکه به معنای آن است که اصل وحدت، واحد است و در کثرت، دوگانگی و تعارض و تزاحم وجود دارد

 

Mostafa ۲۰۲۰ در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۶:۱۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۰:

عارف کامل آیت الحق سیدهاشم حداد مبرزترین شاگرد عرفانی آیت الله قاضی معنی بیت اول این شعر حافظ را این می‌دانستند که انسان تا زمانی که در دنیا با این همه نعمت دنیوی (سلامتی، خانواده، ایمان و...) به سمت اصلاح و تزکیه و رسیدن به عشق و معرفت و فنای در حضرت حق حرکت نکند (به صوت قمری و بلبل اگر ننوشی می)، در نهایت ناچار آخرین دوا داغ کردن اوست با سختی‌های مرگ و عذاب‌های اخروی تا گناهانش پاک و با سختی به فنا برسد (علاج کی کنمت آخرالدواء الکی).... پس تا در این دنیا فرصت و زمان باقی است، باید از هدر رفتن زندگی بر حذر بود و برای زندگی ابدی کاری کرد، وگرنه آخرالدواء الکی!

 

Mostafa ۲۰۲۰ در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۰۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۷:

شخصی به نام «سخن» کامنت گذاشته و می گوید: «نکته ی دیگر بیت، تکرار جنگ عشق با فلسفه و دین است. عشق حافظی با دین در اینجا و با فلسفه در جایی دیگر منافات دارد.»(؟؟؟؟؟!!!!)؛ این نگاه به حضرت حافظ که صدر تا ذیل زندگی اش مبتنی بر شریعت و دین و عمل به قرآن بوده و کمترین مراتب سلوکش ترک محرمات و انجام واجبات بوده، وگرنه هیچگاه از شراب ناب توحید (نه مسکرات لجن آلود دنیوی که جز پست تر از حیوانیت برای آدمی عایدی ندارد) به او عطا نمی شد، نگاهی بس سخیف و فاقد کمترین حد فهم از ساحت قدسی این عارف شاعر عرشی و توحیدی است. باعث تاسف است که برخی می خواهند به زور از ظن سخیف خود یار این بزرگ مرد دست نیافتنی شوند و با خواندن دو کلمه و واژه و اصطلاح عرفانی، قیاس به نفس ظلمانی خود می کنند و زود برای رم کردن از شریعت و فرو رفتن در اظلم العوالم جهالت، توجیهی بس نادرست و نافهم، آن هم از ساحت قدسی چنین عارفان بزرگی دست و پا می کنند!... زهی جهالت مرکب!!

 

Mostafa ۲۰۲۰ در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۱۶:۴۰ دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » ترجیع بند - که یکی هست و هیچ نیست جز او:

یکی از حیرت انگیزترین اشعار عرفانی که تجلی شور و جذبه و عرفان در آن موج می زند، همین ترجیع بند "که یکی هست و نیست جز او" هاتف اصفهانی است. فوق العاده است. رحمةالله علیه...

 

sunny dark_mode