گنجور

حاشیه‌های مهتاب خوبدل

مهتاب خوبدل

مولانا: پس زخمهامان چه؟!

شمس: نور از محل آنها وارد میشود.


مهتاب خوبدل در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، چهار شنبه ۸ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۱۵ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۷ - در مقام اهل توحید:

بنه صوت از بهر آن آمد که سوزی مزهر زهره
نه حرف از بهر آن آمد، که دزدی چادر زهرا
اصلاح بفرمایید زَهره ی زُهره

 

مهتاب خوبدل در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، چهار شنبه ۸ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۰۸ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۷ - در مقام اهل توحید:

نه صوت از بهر آن آمد که سوزی مزهر زهره
نه حرف از بهر آن آمد، که دزدی چادر زهرا
میگوید بیرون از خود را جستجو نکن و به درونیات خود بپرداز. من از تو کارهای عجیب و غریب نمیخواهم از تو نمیخواهم دیگران را از چیزی منع کنی مثلا چادر دختر پیامبر را بدزدی یا ستاره زهره را بگویی که نباید خنیاگری کنی. یعنی شریعت از تو چیزهای عجیب و غریب نمیخواهد از شما تزکیه نفس و مبارزه با نفسانیات را می خواهد(جهاد اکبر) اگر تو نخواهی نفس خود را بکشی به آنچه که تو را به جاودانگی می رساند نخواهی رسید.

 

مهتاب خوبدل در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، سه شنبه ۳۱ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۳۹ دربارهٔ سعدالدین وراوینی » مرزبان‌نامه » مقدمه:

و طبع از ایفاءِ حق هر دو قاصرع ...
قاصرع : در نسخه های خطی قدیمی مانند امروز که در حروف چینی شعر و نثر را از هم جدا می کنند، شعر و نثراز هم جدا نیستند و برای اینکه خواننده متوجه شود که باید بعد ازجمله شعربخواند می نوشتند شعر/ اگرقرار بود بیت بخواند می نوشتند بیت/ اگر قرار بود مصراعی را بخوانند می نوشتند ع / دراینجا ع آورده پس باید مصراع خوانده شود .

 

مهتاب خوبدل در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، سه شنبه ۳۱ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۳۰ دربارهٔ سعدالدین وراوینی » مرزبان‌نامه » مقدمه:

اما بعد پوشیده نیست برارباب قرایح
اما بعد : در خطبه ها و بعد از ستایش خداوند و پیامبر گفته می شود. گاهی وقت ها در بسیاری از خطبه ها ، ستایش به خاطر تکراری بودن حذف می شود . خطبه های نهج البلاغه نمونه ی بارز این موضوع است. گاهی اوقات هم ستایش را می آورند و می گویند اما بعد. یعنی اما بعد از ستایش خدا و پیغمبر و عمدتا در همین مورد کاربرد دارد. در این جا نیز با توجه به جمله ی قبل از خود به همین معنی آمده است.

 

مهتاب خوبدل در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۳۶ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۵ - در نعت پیغمبر اکرم صلی‌الله علیه و آله:

در قمرهٔ زمانه فتادی به دست خون
وامال کعبتین که حریفی است بس دغا
کعبتین وامالیدن : کنایه از سعی و تلاش کردن برای بُرد.
قمره: قمارخانه
قمره زمانه : تشبیه بلیغ
دست خون : آخرین دست از بازی نرد که بر خون خود گرو می بندند.

 

مهتاب خوبدل در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۳۱ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۵ - در نعت پیغمبر اکرم صلی‌الله علیه و آله:

در قمرهٔ زمانه فتادی به دست خون
وامال کعبتین که حریفی است بس دغا
کعبتین وامالیدن : کنایه از سعی و تلاش کردن برای بُرد.

 

مهتاب خوبدل در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۲۸ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب چهارم در تواضع » بخش ۸ - حکایت:

سرکه بر ابروان : کنایه از ترشرویی

 

مهتاب خوبدل در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۶ دی ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۴۴ دربارهٔ سعدالدین وراوینی » مرزبان‌نامه » مقدمه:

درود بر شما
لطفا اصلاح بفرمایید:
خواستم که تا از فایدة آن عایدة عمر خود را ذخیرۀ ( بجای ذخیرة) گذارم .ذخیرۀ : ذخیره ای : در نوشته های قدیم خانه ای، جامه ای ، ذخیره ای، گفته ای ، رفته ای، بجای (ای ) یک همزه می گذاشتند. در خانه من ، جامه من علامتی نمی گذاشتند .اگر در نسخه های خطی قدیم این علامت ۀ را ببینیم باید آن را ای بخوانیم.