طلع الشمس علی الندمان
فاشرب الراح علی الریحان
شاید ار داد ز گل بستانی
که به رخ رشک گل بستانی
افرغ القهوة فی الکاس لکی
یفرغ القلب من الاشجان
باده از دست غمت بستاند
چون تو از دست منش بستانی
ضحک الورد بلافم کما
بکت السحب بلا اجفان
من چو ابر از غم تو گریانم
تو چو گل با همه کس خندانی
جارفی الود فاشکوه الی
ملک المشرق بغراخان
خسرو عادل خاقان محمود
آن چو محمود به ملک ارزانی
غررالورد علی الاغصان
لمعت من طرف الریحان
رفت بر تخت گل زندانی
همچو یوسف ز چه کنعانی
مسمعات انطرفی بدویه؟
بلشادبن الذی الحان؟
به بلبلان در چمنش پنداری
مطربانند ز پر دستانی
هاتها تسکرنا هات فقد
حرم الحزن علی السکران
در ده آن مایه شادی در ده
تا که مان از کف غم بستانی
فرص اللهو نعیم عجب
وبوحش فتن الازمان؟
سست عهدی فلک می بینی
بی وفائی جهان می دانی
اتری ملکک یبقی ابدا
لست بالمالک به غراخان
طمع دولت جاوید مدار
نه شهنشاه جهان خاقانی
قرة فی حدق الدولة بل
فلذة من کبد السلطان
شاه شاهان جهان محمود آن
که ندارد چو محمد ثانی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به لذتها و زیورها زندگی میپردازد و از عشق و زیبایی طبیعت صحبت میکند. او به مردم توصیه میکند که در کنار غمها از شادیها و خوشیهای زندگی غافل نشوند و با نوشیدن شراب و لذت بردن از زندگی، بر غمها غلبه کنند. شاعر همچنین به کمثباتی و بیوفایی دنیا اشاره میکند و بر این نکته تأکید میکند که هیچ چیز در این دنیا ابدی نیست. او به شخصیتهای تاریخی مانند محمود غزنوی اشاره میکند و از قدرت و عظمت آنها یاد میکند، اما در عین حال، بر این واقعیت تأکید میکند که هیچ کس نمیتواند مالک حقیقی باشد. در نهایت، شاعر با ذکر نام محمد به اوج انسانیت و فضیلت اشاره میکند.
هوش مصنوعی: خورشید بر مینوشان تابیده است، پس بر چای خوشبو بنوشید و لذت ببرید.
هوش مصنوعی: شاید اگر از باغ گل صدایی به گوش برسد، زیبایی چهره تو باعث حسادت گلهای آن باغ شود.
هوش مصنوعی: قهوه را در لیوان بریز تا دل از غمها خالی شود.
هوش مصنوعی: وقتی تو از من دور میشوی و میکشی، چطور ممکن است که شراب غمانگیز به دست تو باقی بماند؟
هوش مصنوعی: گلها در لبخندشان شبیه به باران هستند که بدون پلک زدن، میبارند.
هوش مصنوعی: من مانند ابر از غم تو اشک میریزیم، در حالی که تو همچون گلی، بیخیال و خندان با همه صحبت میکنی.
هوش مصنوعی: یکی از خادمان را به سوی ملک شرق، بغراخان فرستادم تا شکایت مرا به او برساند.
هوش مصنوعی: خسرو عادل، خاقان محمود، که مثل محمود به حکومت و پادشاهی لطف و بخشش دارد.
هوش مصنوعی: گلهای سرخ بر روی شاخهها درخشش خود را از نسیم معطر گیاهان به دست آوردهاند.
هوش مصنوعی: بر روی تختی از گل، مانند یوسف در زندان، به چه سرنوشتی دچار شده است.
هوش مصنوعی: آیا از صداهای دوری که به گوش میرسند باخبر هستی؟ آیا آنها به آهنگهایی که مخصوص اوست، اشاره میکنند؟
هوش مصنوعی: در چمن، بلبلان را مثل مطربانی تصور میکنی که از قدرت بالای پرواز و آواز خواندن برخوردارند.
هوش مصنوعی: این بیت به این معنی است که وقتی عشق و شوق در دل وجود دارد، هیچ چیز نمیتواند ما را غمگین کند. عشق مانند مشروبات مستکنندهای است که ما را از غم و اندوه دور میکند.
هوش مصنوعی: در اینجا گفته میشود که در زندگی، رسیدن به منابع شادی و خوشی اهمیت دارد و باید تلاش کنیم تا از غم و ناراحتی فاصله بگیریم. به دنبال چیزهایی باشیم که به ما شادی میدهند و از مشکلات دور شویم.
هوش مصنوعی: فرصت برای تفریح و لذت بردن، نعمت بسیار ارزشمندی است. اما در عوض، وجود آشفتگیها و فتنهها در زمانه، به انسان فشار وارد میکند.
هوش مصنوعی: سست عهدی آسمان را میتوانی ببینی و بیوفایی دنیا را میدانی.
هوش مصنوعی: ملک تو همیشه باقی نخواهد ماند، تو صاحب آن نیستی و تنها یک فرمانروای موقتی هستی.
هوش مصنوعی: به دنبال ثروت و قدرت ابدی نباش، حتی اگر پادشاه جهان باشی.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که او مانند فرزندی از خویشاوندان و نزدیکان پادشاهی است، به طوری که در دل دولت و در بطن سلطنت قرار دارد.
هوش مصنوعی: پادشاه بزرگ جهان، محمود است، که هیچکس مانند محمد دیگر نیست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.