گنجور

 
حافظ

در این ظلمت‌سرا تا کی، به بوی دوست بنشینم

گهی انگشت بر دندان، گهی سر بر سر زانو

بیا ای طایر دولت، بیاور مژدهٔ وصلی

عَسَی الْاَیّامُ اَنْ یَرْجِعْنَ قَوْماً کَالَّذی کانوا