گنجور

شمارهٔ ۴۸ - شرح عاشقی

 
عبدالقادر گیلانی
عبدالقادر گیلانی » غزلیات
 

به غیر از سایه در کویت کسی محرم نمی یابم

کنون روزم سیه شد آنچنان کان هم نمی یابم

چو مجنون آهوی صحرا از آن رو دوست میدارم

که بوی مردمی از مردم عالم نمی یابم

برو این ماتم و شیون بر ارباب عشرت کن

که غیر از لذّت و شادی من از ماتم نمی یابم

مگرآن مایه شادی بود غمگین که بی موجب

دل شوریده خود را دگر خرّم نمی یابم

مرا حدّ شکایت نیست لیکن اینقدر گویم

که از تو حالتی می دیدم و ایندم نمی یابم

ندانم عشق من گمگشته شدیا بی خودی افزون

که آن خوشبختی اوّل ز درد و غم نمی یابم

منم عاشق مرا دل ریش باید نیش نی مرهم

که ذوقی کز جراحت بینم از مرهم نمی یابم

مگردر عاشقی محیی کم از فرهاد و مجنون است

اگر زیشان نباشد بیش باری کم نمی یابم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام