گنجور

 
عبدالقادر گیلانی
 

به غیر از سایه در کویت کسی محرم نمی یابم

کنون روزم سیه شد آنچنان کان هم نمی یابم

چو مجنون آهوی صحرا از آن رو دوست میدارم

که بوی مردمی از مردم عالم نمی یابم

برو این ماتم و شیون بر ارباب عشرت کن

که غیر از لذّت و شادی من از ماتم نمی یابم

مگرآن مایه شادی بود غمگین که بی موجب

دل شوریده خود را دگر خرّم نمی یابم

مرا حدّ شکایت نیست لیکن اینقدر گویم

که از تو حالتی می دیدم و ایندم نمی یابم

ندانم عشق من گمگشته شدیا بی خودی افزون

که آن خوشبختی اوّل ز درد و غم نمی یابم

منم عاشق مرا دل ریش باید نیش نی مرهم

که ذوقی کز جراحت بینم از مرهم نمی یابم

مگردر عاشقی محیی کم از فرهاد و مجنون است

اگر زیشان نباشد بیش باری کم نمی یابم

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.