گنجور

شمارهٔ ۴۲۸

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

در سینه دل غمین فتاده

خود گو چه کنم، چنین فتاده

از کینه خلق، در هراسم

زان چین که بر آستین فتاده

جز عشق بتان که گیردش دست؟

زاهد که به ننگ دین فتاده

بر گرد لبت بنفشه شد سبز؟

یا مور در انگبین فتاده

در کوی تو آفتاب از شوق

غش کرده و بر زمین فتاده

از دولت عشق، سینه من

چون کوی تو دلنشین فتاده

پروانه طبیعت است قدسی

تا بر دل آتشین فتاده

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام