گنجور

شمارهٔ ۳۷۰

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

بر سر کوی تو عمری شد که ما افتاده‌ایم

دست و پا گم کرده و در دست و پا افتاده‌ایم

ذوق صحبت را غنیمت دان، وگرنه چون مژه

تا گشایی دیده را، از هم جدا افتاده‌ایم

سوی مشتاقان نمی‌آرد نسیم پیرهن

چند روزی شد که از چشم صبا افتاده‌ایم

بس که غم خوردیم، در عالم غم دیگر نماند

گوییا برقیم و در دشت گیا افتاده‌ایم

شیوه بیگانگی را هم نمی‌داند که چیست

عمرها دنبال آن ناآشنا افتاده‌ایم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام