شمعیم و تن ز اشک دمادم گداختیم
داغیم و از تبسم مرهم گداختیم
از بس که کردهایم به غم، خویش را غلط
غم ناتوان و ما ز تب غم گداختیم
ای جان برو، چو عهد دلم تازه کرد غم
کز اختلاط ساخته هم، گداختیم
در مهر شعله ز آتش پروانه سوختیم
در عشق گل ز غیرت شبنم گداختیم
کس تهمت شفا ننهد بر مریض عشق
قدسی ز لاف عیسی مریم گداختیم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان درد و رنج عشق و غم میپردازد. شاعر خود را مانند شمعی میداند که از اشک و غم گداخته شده است. او با اشاره به تبسم، به تسکین موقتی که غم میتواند ارائه دهد، اشاره میکند. همچنین از محبت و عشق صحبت کرده و به سوختن پروانه در آتش عشق اشاره میکند. در نهایت، شاعر بیان میکند که هیچکس نمیتواند به طور واقعی به تسکین مریضی عشق پی ببرد. به طور کلی، شعر بیانگر عواطف عمیق و دردهای ناشی از عشق است.
هوش مصنوعی: ما همچون شمع هستیم که با اشکهای مداوم، خود را ذوب میکنیم و در عین حال، زخمهای دلمان را با خنده و شادی تسکین میدهیم.
هوش مصنوعی: به خاطر غمهایی که برای خودمان ایجاد کردهایم، به شدت تحت تاثیر قرار گرفتهایم و از شدت این غمها، به شدت رنج میبریم.
هوش مصنوعی: ای جان، برو که با یاد تو دلم تازه شد، و غمی که از آمیختن احساسات به وجود آمده، ما را به درد و رنج انداخته است.
هوش مصنوعی: در دلبستگی و محبت، همچون پروانهای که به شمع نزدیک میشود، آسیب دیده و سوختهایم. و در عشق و شیدایی، چون گل نسبت به شبنم، خود را فدای احساسات و غمهای عمیق کردهایم.
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند به بیمار عشق، وعدهی درمانی بدهد؛ چون ما از افسانههای عیسی و مریم، در دل خود تجربیات عمیقتری داریم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.