گنجور

شمارهٔ ۳۱۴

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

هرکسی شاد به سال نو و نوروزی خویش

دل شوریده عاشق به غم‌اندوزی خویش

شب تاریک مرا روشنی از آه من است

برو ای شمع، تو و انجمن‌افروزی خویش

دیده زخمم ازان پیش که روشن گردد

دیده بر تیغ جفای تو رقم، روزی خویش

من شوریده کجا و غم ناموس کجا

برو ای عقل و ببر مصلحت‌آموزی خویش

کوکب بخت کس از سعی نگردد فیروز

خویش را چند کنم رنجه به دلسوزی خویش؟

ما چو قدسی نمک خوان سیه‌بختانیم

بخت ما چون نبود شاد ز بهروزی خویش؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام