هرکسی شاد به سال نو و نوروزی خویش
دل شوریده عاشق به غماندوزی خویش
شب تاریک مرا روشنی از آه من است
برو ای شمع، تو و انجمنافروزی خویش
دیده زخمم ازان پیش که روشن گردد
دیده بر تیغ جفای تو رقم، روزی خویش
من شوریده کجا و غم ناموس کجا
برو ای عقل و ببر مصلحتآموزی خویش
کوکب بخت کس از سعی نگردد فیروز
خویش را چند کنم رنجه به دلسوزی خویش؟
ما چو قدسی نمک خوان سیهبختانیم
بخت ما چون نبود شاد ز بهروزی خویش؟
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به احساسات متناقض خود در سال نو و نوروز اشاره میکند. او از یک سو شاد و امیدوار است، اما از سوی دیگر، دلش پر از غم و اندوه است. شعلهای از امید در شب تاریکی که تجربه میکند، وجود دارد، اما یادآوری درد و رنجهای گذشتهاش باعث ناراحتیاش میشود. شاعر به عقل و مصلحتجویی اشاره میکند و به این نتیجه میرسد که با وجود تلاش و سختکوشی، بخت و شانس همیشه در کنار او نیست. در نهایت، او خود را مانند موجودات مقدس میداند که به خاطر بخت بدشان نمیتوانند از خوشیها بهرهمند شوند.
هوش مصنوعی: هر کسی به سال نو و نوروز خود خوشحال است، اما عاشقانی که دلخستهاند، به یاد غمهایشان میافزايند.
هوش مصنوعی: در دل شب تاریک، وجود من پر از روشنی ناشی از آه و حسرت خودم است. ای شمع، برو و به روشنی بخشیدنت ادامه بده.
هوش مصنوعی: پیش از آنکه چشمانم روشن شود، زخمهایی که از جفای تو خوردهام را به یاد میآورم. روزی که خودم را به یاد میآورم، با این زخمها درگیرم.
هوش مصنوعی: من دیوانهام و فکر نکنم وضعیت عاطفیام با مسائل ناموسی مرتبط باشد. برو، ای عقل، و از من میخواهی که به اصول و مصلحتها توجه کنم.
هوش مصنوعی: ستاره بخت هیچکس با کوشش او روشن نمیشود؛ من چرا باید به دلسوزی و زحمت خودم ادامه دهم؟
هوش مصنوعی: ما مانند فرشتگان از غذاي نمکی بدبختها هستیم. حالا که بخت ما شاد نیست، چرا باید به خوشبختی خود فکر کنیم؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.