گنجور

شمارهٔ ۲۸۹

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

به سرو سیم‌تنی راه برده‌ام که مپرس

به شمع انجمنی راه برده‌ام که مپرس

ز نکته‌های دقیقم که بود در خاطر

به غنچه دهنی راه برده‌ام که مپرس

ز تنگی دهن او حکایتی می‌رفت

به دقت سخنی راه برده‌ام که مپرس

ز بس شکست دلم بر سر شکست آمد

به زلف پرشکنی راه برده‌ام که مپرس

ز تازه‌رویی لطف قدیم پیر مغان

به باده کهنی راه برده‌ام که مپرس

تو ای نسیم تسلی به غنچه باش که من

به چاک پیرهنی راه برده‌ام که مپرس

چرا شکفته نباشد دلم، که چون قدسی

به گوشه چمنی راه برده‌ام که مپرس

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام