ای خوشدلی برو که غمینم سرشتهاند
درمان گداز و درد گزینم سرشتهاند
از آب و خاک کعبه و بتخانه نیستم
نه دوستم، نه خصم، چنینم سرشتهاند
نگذاشت شغل عشق به کار دگر مرا
گویا که از برای همینم سرشتهاند
عاشق کجا و تیرهدلی این گمان مبر
سر تا قدم ز نور یقینم سرشتهاند
قدسی برای سجده گلبن در این چمن
چون برگ گل تمام جبینم سرشتهاند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن شعری است که احساسات عمیق عاشقانه و درونی را بیان میکند. شاعر از خوشدلی میخواهد که برود چرا که او در غم و درد غرق است. او تأکید میکند که از آب و خاک کعبه و بتخانه نیست و نه دوست و نه دشمن است. شاعر احساس میکند که زندگیاش تنها به عشق محدود شده و به گونهای سرشته شده که تمام وجودش از نور و یقین پر شده است. در نهایت، او خود را به عنوان موجودی قدسی تشبیه میکند که برای سجده در این چمن پر از گل مناسب است.
هوش مصنوعی: ای آدم شاد و خوشحال، برو که دل من پر از غم و اندوه است؛ درد و رنج را برای من در نظر گرفتهاند و من همین درد را انتخاب کردهام.
هوش مصنوعی: من از جنس آب و خاک کعبه و بتخانه نیستم، نه دوست کسی هستم و نه دشمن. اینطور سرشته شدهام.
هوش مصنوعی: عشق اجازه نداد که به کارهای دیگری مشغول شوم؛ به نظر میرسد که تمام وجودم برای همین عشق خلق شده است.
هوش مصنوعی: عاشق هیچگاه نمیتواند دل تیرهای داشته باشد. این تصور را نکن که از سر تا پا وجودم از نور یقین و یقینداشتن پر شده است.
هوش مصنوعی: در این گلزار، همچون برگ گل، تمام پیشانی من را برای سجدهبرچیدهاند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.