گنجور

شمارهٔ ۲۰۶

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

مرده بودم از خمار می، شرابم زنده کرد

کشته بود آتش مرا، ساقی به آبم زنده کرد

از نصیحت‌های غمخواران، جنون بازم خرید

گلشن افسرده بودم آفتابم زنده کرد

مرده بودم در کفن، افکند از عارض نقاب

همچو کرم پیله شوقش در نقابم زنده کرد

بی تو ضعفم بود غالب، مرده‌ام پنداشتند

مژده وصلت رسید و اضطرابم زنده کرد

زندگی از هر عذابی هست مشکلتر مرا

بعد مردن باید از بهر عذابم زنده کرد

از خجالت مرده بودم کز چه بی او زنده‌ام

تا خیال او کُشد باز از حجابم، زنده کرد

بس که افغان دوستم قدسی، اجل چون در رسد

می‌تواند مطرب از صوت ربابم زنده کرد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام