گنجور

 
قدسی مشهدی
 

مرده بودم از خمار می، شرابم زنده کرد

کشته بود آتش مرا، ساقی به آبم زنده کرد

از نصیحت‌های غمخواران، جنون بازم خرید

گلشن افسرده بودم آفتابم زنده کرد

مرده بودم در کفن، افکند از عارض نقاب

همچو کرم پیله شوقش در نقابم زنده کرد

بی تو ضعفم بود غالب، مرده‌ام پنداشتند

مژده وصلت رسید و اضطرابم زنده کرد

زندگی از هر عذابی هست مشکلتر مرا

بعد مردن باید از بهر عذابم زنده کرد

از خجالت مرده بودم کز چه بی او زنده‌ام

تا خیال او کُشد باز از حجابم، زنده کرد

بس که افغان دوستم قدسی، اجل چون در رسد

می‌تواند مطرب از صوت ربابم زنده کرد

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.