گنجور

شمارهٔ ۱۹۱

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

موسم گل چون حریفان جای در بستان کنند

عندلیبان را ز جای خویش سرگردان کنند

عاشق از مردن نیاساید بگو با اهل مصر

در لحد روی زلیخا جانب کنعان کنند

پر مکرر شد ز خامان دعوی پروانگی

شمع را ای کاش امشب ساعتی پنهان کنند

برنمی‌گردد به فریاد از سر بازار، گل

عندلیبان در چمن بیهوده چند افغان کنند؟

همچو خاکستر ز آتش بی‌نیاز است آنکه سوخت

نیم جانان همچو شمع آتش غذای جان کنند

بر خلاف رسم پیشین، گلرخان شهر ما

ساعتی صد عید و در هر عید صد قربان کنند

کفر و ایمان را ز من عارست قدسی، چون کنم

گر ز ناشایستگی بر من مرا تاوان کنند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام