گنجور

شمارهٔ ۱۸۸

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

در دل بوالهوس ار ذوق محبت می‌بود

عاشق از رشک گرفتار چه محنت می‌بود

جای می ساقی اگر خون جگر می‌دادی

آن زمان بر سر پیمانه چه صحبت می‌بود

چشم حیران‌شده‌ام طالع آیینه نداشت

ورنه عکس تو درین چشمه حیرت می‌بود

غم ز دل رفت که این روز سیاه آمد پیش

کاش این آینه را زنگ کدورت می‌بود

هیچ‌کس نوبر لطف تو نمی‌کرد، اگر

با مَنَت لطف به اندازه حسرت می‌بود

گریه‌ام فرصت نظّاره نمی‌داد امشب

سیر می‌دیدمش ار ... فرصت می‌بود

غیر از گریه‌ام افتاده به غیرت قدسی

کاش یک چشم‌زدن بر سر غیرت می‌بود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام