گنجور

شمارهٔ ۱۸۱

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

چه باشد جان که عاشق در ره جانان برافشاند

ز جان بهتر نثاری بایدش تا آن برافشاند

شود جیب و کنار عالم از یاقوت اشکم پر

چو چشم خون‌فشانم دامن مژگان برافشاند

به گردن طوق عشق از زلف ترسازاده‌ای دارم

که گر صد ساله زاهد بیندش ایمان برافشاند

نخواهد بعد مردن هم غبارم دامنش گیرد

به ناز از تربتم چون بگذرد دامان برافشاند

چنین کان غمزه فتان سر خون‌ریختن دارد

سزد گر صد مسیح و خضرمشرب جان برافشاند

کهن ریش دلم دارد غباری تازه شستی کو

که بر رخسار زخمم آبی از پیکان برافشاند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام