گنجور

شمارهٔ ۱۵۹

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

فلک ز کین به مه فتنه‌جوی من ماند

ز مهر، طبع محبت به خوی من ماند

لب تو آب حیات است، در دلم منشین

که خون شود می اگر در سبوی من ماند

دمی ز جاذبه شوق من خبر یابی

که بگذری تو و چشمت به سوی من ماند

هلاک سرکشی شمع محفلم کاین طرز

به آشنایی بیگانه خوی من ماند

به رهگذار تو زان روی خاک راه شدم

که نقش پای تو شاید به روی من ماند

به گوش گل نکند جا، فغانت ای بلبل

حدیث شوق تو با گفتگوی من ماند

نشان خویش دگر گم نمی‌کنم قدسی

مباد پیک غم از جستجوی من ماند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام