گنجور

شمارهٔ ۱۵۸

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

از کینه هیچ‌کس گر هم بر جبین ندید

کس بر جبین آینه از خشم چین ندید

از بس به سر زدم ز فراقت جدا جدا

از دست، سر چه دید که از آستین ندید

زین خاکدان هزار سلیمان شد و ز پی

کس نقش پای مورچه‌ای بر زمین ندید

این راه پرخطر به چه امید می‌رود

روی تو هرکه در نفس واپسین ندید

کی کم شود ز سیلی کس، تازه رویی‌ام؟

صد خشم کرد خصم و مرا خشمگین ندید

قدسی ز هر دو، ملت عشق اختیار کرد

بیچاره هیچ ذوق چو در کفر و دین ندید



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان