گنجور

 
قدسی مشهدی
 

آنان که مرا جورکش یار نوشتند

بر عاشقی کوه‌کن انکار نوشتند

چون تخته اطفال ز دل حرف پریشان

هرچند که شستیم دگربار نوشتند

مرغان حرم شکوه آزادگی خویش

گرد قفس مرغ گرفتار نوشتند

ای دیده به حسرت نگران باش که خوبان

بر روز جزا وعده دیدار نوشتند

پنهان چه کنی عشق که راز دل منصور

بر روی زمین با قلم دار نوشتند

شد لوح شفا شسته مگر سوی مسیحا

یک حرف ز حال من بیمار نوشتند؟

در دیر و حرم جز سخن عشق ندیدم

هرجا که خطر بر در و دیوار نوشتند

قدسی مکن از تیرگی بخت شکایت

کآیینه ما قابل زنگار نوشتند

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.