بدان که آدمی زندگانی دراز در دل خویش صورت کرده است از دو سبب: یکی جهل و یکی دوستی دنیا. اما دوستی دنیا چون غالب شد مرگ دوست وی را از وی بستاند، وی را دشمن دارد و موافق وی نبود و آدمی هرچه موافق وی نباشد از خویشتن دور می اندازد و خویشتن را عشوه می دهد و همه در دل خویش آن صورت کند که بر وفق آروزی وی بود، پس همیشه زندگانی و مال و زن و فرزند و اسباب دنیا با خیال خود تقدیر می کند که بر جای باشد و مرگ را که مخالف آرزوی وی است فراموش کند. اگر وقتی به خاطر وی درآید تسویف کند و گوید، «ای مرد! روزگار در پیش است. کار مرگ بتوان ساخت». چون بزرگ بباشد گوید، «ای مرد صبر کن تا پیری». چون پیر شود گوید، «چندان که این عمارت تمام شود و این فرزند را جهاز سازی و دل از وی فارغ کنی و این ضیاع را آب بیرون کنی تا دل از قوت فارغ شود تا لذت عبادت یابی، و این دشمن را که شماتت کرده است مالش دهی». و همچنین تاخیر می کند تا فارغ شود و از هر شغلی ده شغل دیگر نیز تولد کند.
و آن ابله نداند که از دنیا هرگز فراغت نبود الا به ترک وی. و پندارد که وقتی فارغ خواهد شد، هم چنین هر روز تاخیر می کند تا ناگاه مرگ در رسد و حسرت بماند. و از این است که بیشتر فریاد اهل دوزخ از تسویف است و اصل این همه حب دنیاست و غفلت از این که رسول (ص) گفت، «هرکه را می خواهی دوست می دار که از تو بازخواهند ستدن!»
و اما جهل آن است که بر جوانی اعتماد کند و این قدر نداند که تا پیری بمیرد هزار کودک و جوان بمیرد. و در شهر عده پیران کمتر باشد از آن که به پیری نرسند الا اندکی. و دیگر آن که اندر تندرستی مرگ مفاجا بعید پندارد و این مقدار نداند که اگر مرگ مفاجا نادر است، بیماری مفاجا نادر نیست. که همه بیماریها مفاجا باشد. چون بیمار آمد مرگ که بیماری باشد نادر نیست. پس همیشه نقد بر مرگ می کند در پیش خویش اما چون آفتاب، نه چون سایه که در پیش وی می رود همیشه که هرگز در وی نرسد.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن به موضوع دو عامل اصلی در زندگی انسانها میپردازد: جهل و دوستی دنیا. نویسنده بیان میکند که انسان به دلیل دوستی با دنیا و آرزوهای دنیوی، مرگ را فراموش میکند و به تأخیر انداختن مواجهه با آن میپردازد. انسانها در تلاشاند تا زندگی، مال، زن و فرزند خود را در خیال خود تقدیر کنند و مرگ را به تعویق بیندازند. آنها با این تصور که زمان برای انجام کارهای مهم وجود دارد، به تأخیر در عمل دامن میزنند. نویسنده هشدار میدهد که این تأخیر ممکن است باعث حسرت در آینده شود و اشاره میکند که اصل این رفتار ناشی از عشق به دنیا و غفلت از حقیقت مرگ است. همچنین، جهل نسبت به پیری و بیماریهای ناگهانی را مورد انتقاد قرار میدهد و تأکید میکند که انسانها باید بیشتر به حقیقت مرگ و ناپایداری دنیوی توجه کنند.
هوش مصنوعی: انسان در طول زندگی خود به دو دلیل اصلی، دنیای خودش را به صورت طولانی و دراز میسازد: یکی نادانی و دیگری محبت به دنیا. اما هنگامی که عشق به دنیا شدت میگیرد، مرگ دوست او را میگیرد و او را دشمن خود میداند. انسان هر چیزی را که با او همراستا نیست، از خود دور میکند و سعی میکند همه چیز را طوری بسازد که مطابق آرزوهایش باشد. بنابراین، همیشه زندگی، ثروت، همسر و فرزندان را با تصورات خود تنظیم میکند و مرگ، که با آرزوهایش در تضاد است، را فراموش میکند. اگر مرگ به ذهنش بیفتد، آن را به تأخیر میاندازد و به خود میگوید که زمان کافی دارد. وقتی بزرگتر میشود، به خود میگوید صبر کن تا پیری بیاید و وقتی پیر میشود، به این بهانهها ادامه میدهد: تا کارهای unfinished را تمام کند، فرزندش را آماده کند و دغدغههایش را از بین ببرد. او همچنان تأخیر میاندازد و بهانههای جدیدی میسازد تا از مسئولیتهایش فرار کند.
هوش مصنوعی: انسان باید بداند که هیچگاه از دنیا خلاص نخواهد شد مگر با ترک آن. او فکر میکند که روزی فراغت پیدا خواهد کرد، اما هر روز به تعویق میاندازد تا ناگهان با مرگ روبرو شود و حسرت بر دلش بماند. به همین دلیل است که بیشتر نالههای اهل جهنم از بیمبالاتی و تأخیر است، و ریشه این همه عشق به دنیا و غفلت از این است که رسول خدا (ص) فرمود: «هر کس را که میخواهی دوست بدار، زیرا از تو خواهند گرفت!»
هوش مصنوعی: جهل به این معناست که به جوانی اعتماد کنیم و ندانیم که در طول زندگی، شاید هزاران کودک و جوان از دنیا بروند. در شهرها، تعداد پیران کمتر از تعداد افرادی است که به سن پیری نمیرسند، به جز عدهای اندک. همچنین، فردی که نسبت به بیماریهای ناگهانی خوشبین است، توجه نمیکند که با وجود نادر بودن مرگ ناگهانی، بیماریهای ناگهانی بسیار رایجتر هستند. وقتی فردی بیمار میشود، مرگ در حقیقت برای او دور از دسترس نیست. بنابراین، بسیاری از ما همیشه به مرگ فکر میکنیم، اما مانند آفتاب که همیشه در آسمان است، نه مانند سایه که گاهی در جلوی ما قرار میگیرد و هرگز نمیرسد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.