بخش ۹ - پیدا کردن تدبیر شناختن بیماری دل و عیوب نفس
بدان که چنان که درستی تن و دست و پا و چشم بدان بود که هریکی آنچه وی را برای آن آفریده اند برای قادر بود بتمامی تا چشم نیکو بیند و پا نیک رود. همچنین درستی دل بدان بود که آنچه خاصیت وی است در اصل فطرت و وی را بدان آفریده اند، بر وی آسان بود و آن را که طبع وی است اندر اصل دوستدار بود و این اندر دو چیز پدید آید: یکی اندر ارادت و یکی اندر قوت.
اما اندر ارادت آن که هیچ چیز را دوست تر از حق تعالی ندارد که معرفت حق تعالی غذای دل است، چنان که طعام غذای تن است. هرتن که شهوت طعام از وی بشد یا ضعیف گشت بیمار است و هردل که محبت حق تعالی از وی برفت یا کمتر شد بیمار است. و برای این است که حق تعالی گفت، «ان کان آباوکم و ابناوکم الایه» گفت، «اگر پدران و پسران و مال و تجارت و عشیرت و قرابت و هرچه دارید دوست تر همی دارید از خدای و رسول و غزوکردن در راه او، صبر همی کنید تا فرمان خدای تعالی در رسد تا ببینید».
و اما اندر قدرت آن است که فرمان حق تعالی بر وی آسان گشته باشد و حاجت نیابد که خویشتن را بر آن دارد، بلکه خود لذت وی باشد، چنان که رسول (ص) گفت، «جعلت قره عینی فی الصلوه».
پس کسی که این دو معنی از خویشتن نیابد، علامتی درست بود در بیماری دل، به علاج مشغول باید شد. و باشد که پندارد که بدین صفت است و نباشد که آدمی به عیب خویش نابینا باشد. و عیوب خویش به چهار طریق بتوان دانستن:
اول آن که در پیش پیریپخته و راه رفته بنشیند تا وی اندر وی همی نگرد و عیوب وی همی گوید و این اندر این روزگار غریب و عزیز است.
دوم آن که دوستی مشفق را بر خویشتن رقیب کند، چنان که به مداهنت عیب او بنپوشد و به حسد زیادت بنکند و این نیز عزیز است. داوود طایی را گفتند، «چرا با خلق همی ننشینی؟» گفت، «چه کنم صحبت قومی که عیب من از من پنهان دارند؟»
سیم آن که دشمنان خویش را سخن بشنود که چشم دشمن همه بر عیب افتد، اگرچه به دشمنی مبالغت کند، لیکن سخن وی از راست خالی نبود.
چهارم آن که اندر مردمان همی نگرد، هر عیب که از آن کسی همی بیند، خود از آن حذر همی کند و به خویشتن گمان همی برد که وی نیز همچنان است. عیسی (ع) را گفتند، «تو را ادب که آموخت؟» گفت، «هیچ کس، هرچه از دیگری زشت دیدم از آن حذر کردم».
و بدان که هرکه ابله تر بود، به خویشتن نیکوگمان تر بود و هرکه عاقل تر باشد بدگمان تر باشد. عمر رضی الله عنه از حذیفه پرسید که رسول (ص) سر منافقان با تو بگفته است. بر من چه دیدی از آثار نفاق؟» پس باید که هرکسی طلب خود عیب همی کند که چون علت نداند علاج نتواند کرد. و همه علاجها با مخالفت شهوت آید، چنان که حق تعالی همی گوید، «و اما من خاف مقام ربه و نهی النفس عن الهوی، فان الجنه هی الماوی» و رسول (ص) صحابه را، چون از غزا بازآمدندی گفتی، «از جهاد کهین با جهاد مهین آمدیم». گفتند، «آن چیست؟» گفت، «جهاد نفس». و رسول (ص) گفت، «رنج خود از نفس خود بازدار و هوای وی به وی مده اندر معصیت حق تعالی که فردا بر تو خصمی کند و برتو لعنت کند تا همه اجزای تو یکدیگر را لعنت همی کنند».
حسن بصری رحمهم الله همی گوید، «هیچ ستور سرکش به لگام سخت اولیتر از نفس نیست». سری سقطی می گوید، «چهل سال است تا نفس من همی خواهد که جوزی با انگبین فرونهم و بخورم، هنوز نکرده ام». ابراهیم خواص همی گوید که اندر کوه لبنان همی شدم، نار بسیار دیدم. آرزو آمد. یکی باز کردم ترش بود. دست بداشتم و برفتم. مردی را دیدم افتاده زنبور بر وی گرد آمده و وی را همی گزیدند. گفتم، «السلام علیک». گفت، «و علیک السلام یا ابراهیم». گفتم، «مرا به چه دانستی؟» گفت، هرکه خدای تعالی را بشناسد هیچ چیز بر وی پوشیده نماند». گفتم، «همی بینم که تو با حق تعالی حالتی داری. چرا نخواهی تا این زنبوران از تو بازدارد؟» گفت، «تو نیز حالتی داری. چرا درنخواهی تا شهوت نار از تو بازدارد که زخم شهوت نار اندر آن جهان بود و زخم زنبور اندر این جهان».
و بدان که اگرچه نار مباح است ولیکن اهل معنی حرام داشتند که شهوت حلال و حرام یکی است. اگر در حلال بر وی نبینندی و وی را با حد ضرورت نبردی، طلب حرام کند، پس به این سبب در شهوت مباحات نیز برخورد بسته اند تا از دست شهوت حرام خلاص یابند، چنان که عمر رضی الله عنه گفت، «هفت بار از حلال دست بداشتم از بیم آن که در حرام افتم».
دیگر آن که نفس چون به تنعم خو کند در مباحات، دنیا را دوست گیرد و دل در آن بندد و دنیا بهشت وی گردد و مرگ بر وی دشوار شود و بطر و غفلت اندر دل وی پدید آید و اگر ذکر و مناجات کند لذت آن نیابد و چون شهوات مباح از وی بازداری شکسته و رنجور شود و از دنیا نفور گردد و شوق نعیم آخرت اندر وی پدید آید و اندر حال حزن و شکستگی یک تسبیح چندان در دل اثر کند که اندر حال شادی و تنعم صد یک آن اثر نکند.
و مثل نفس همچون باز است که تادیب وی بدان کنند که مر او را اندر خانه کنند و چشم او بدوزند تا از هرچه دور بوده است خو باز کند، آنگاه اندک گوشت همی دهند تا باز دار الفت گیرد و مطیع وی گردد و همچنین نفس را با حق تعالی انس پیدا نیاید تا آنگاه که او را از همه عادتها فطام نکنی و راه چشم و گوش و زبان اندر نبندی. و به عزلت و گرسنگی و خاموشی و بی خوابی وی را ریاضت نکنی و این اندر ابتدا بر وی دشوار بود، چنان که بر کودک که وی را از شیر باز کنند، آنگاه پس از آن چنان شود که اگر نیز شیر به ستم به وی دهند نخورد.
و بدان که ریاضت هر کسی بدان است که آنچه بدان شادتر است به ترک آن بگوید و آنچه بر وی غالب تر است آن را خلاف کند. آن کس که شادی وی به جاه و حشمت است به ترک آن بگوید. و آن را که شادی وی به مال و ثروت است خرج کند و همچنین هرکه را سلوک گاهی است جز حق تعالی، آن را به قهر از خود جدا کند و ملازم آن گردد که جاوید ملازم آن خواهد بود. هرچه وی را وداع خواهد کرد روز مرگ امروز بی مرگ به اختیار باید که همه را وداع کرده شود و ملازم وی حق تعالی است چنان که حق، سبحانه و تعالی، وحی کرد به داوود (ع) که «یا داوود ملازم تو منم، مرا ملازم باش». و رسول (ص) گفت که جبرئیل در درون من دمید که احبب من احیت فانک مفارقه، هرکه را خواهی از دنیا دوست دار که از تو باز خواهد ستد.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: نویسنده در این متن به نکات کلیدی دربارهی درستی دل و ارتباط آن با محبت و ارادت نسبت به خداوند میپردازد. او توضیح میدهد که دل باید به محبت خدا مبتلا باشد، همانطور که چشم و پا به کارکردهای خود نیازمندند. اگر کسی محبت به خدا را از دست دهد، دلش بیمار میشود. دو عامل مهم در این داستان وجود دارد: ارادت و قدرت. ارادت به معنای عشق و محبت به خداوند و قدرت به معنای آسانی پیروی از فرمانهای خداوند.
نویسنده همچنین به ضرورت شناخت عیوب شخصی میپردازد و روشهایی برای شناسایی این عیوب معرفی میکند. او تأکید میکند که انسان باید نسبت به خود بدگمان باشد و در پی شناخت عیوب خویش برآید تا بتواند به درمان دل و نفس خود بپردازد. چهار روش برای شناخت عیوب فردی ذکر میشود: نشستن در کنار افراد با تجربه، مشاوره با دوستان صادق، شنیدن انتقادات از دشمنان، و نظارت بر عیوب دیگران.
نویسنده به راههای مبارزه با نفس اشاره میکند و بر الزامات ریاضت و ترک شهوات تأکید دارد. او به انسانها توصیه میکند که از تعلق به دنیا و لذتهای آن بکاهند و بر پیوند با خداوند تمرکز کنند. در انتها، او به این نکته میپردازد که هرگز دوستیهای دنیوی پایدار نیست و تنها دوستی با خداوند است که جاودانه خواهد ماند.
هوش مصنوعی: بدان که همانطور که ساختار بدن مانند دست و پا و چشم به گونهای طراحی شدهاند که هر کدام وظیفه خاصی را به بهترین شکل انجام دهند، دل هم به شکلی است که خصوصیات و ویژگیهایش براساس فطرتش به راحتی بروز میکند. آنچه برای دل طبیعی است، به طور ذاتی مورد علاقه و خواست اوست و این دو ویژگی از دو جنبه ناشی میشود: یکی از اراده و دیگری از قدرت.
هوش مصنوعی: در عشق و ارادت به خداوند، هیچ چیزی محبوبتر از او نیست و شناخت خداوند مانند غذایی برای دل است، همانطور که غذا برای بدن ضروری است. هر کس که اشتهایش به غذا کم شود یا از بین برود، نشانهای از بیماری اوست، همچنین هر دلی که محبت خدا در آن کاهش پیدا کند یا از آن رفته باشد، بیمار است. به همین دلیل خداوند فرموده است اگر پدران، فرزندان، مال و تجارت، خویشاوندان و هر چیز دیگری را بیشتر از خدا و پیامبرش دوست دارید، صبر کنید تا فرمان خدا فرارسد و نتیجه آن را ببینید.
هوش مصنوعی: و اما درباره قدرت این موضوع باید گفت که فرمان خداوند برای او آسان شده و نیازی به تلاش ندارد، بلکه این کار برای او لذت بخش است، همانطور که پیامبر (ص) فرمود: «خوشی و آرامش من در نماز است».
هوش مصنوعی: اگر کسی نتواند این دو جنبه از وجود خود را درک کند، نشاندهنده مشکل یا بیماریای در دل اوست و باید به درمان آن پرداخته شود. ممکن است فرد فکر کند که دارای این ویژگیهاست، در حالی که ممکن است واقعا اینطور نباشد و انسان به عیبهای خود بیخبر بماند. عیوب خود را میتوان به چهار روش شناسایی کرد.
هوش مصنوعی: نخست، باید در کنار فردی با تجربه و دانا بنشینی تا او به تو نگاه کند و عیوب و نواقص تو را بیان کند. این کار در این روزگار بسیار مهم و ارزشمند است.
هوش مصنوعی: دوم این که باید به دوستی صادق توجه کرد که به ما به عنوان رقیب نگاه میکند و عیبهای ما را پنهان نمیکند. اگر چنین دوستی وجود داشته باشد، این موضوع ارزشمند است. هنگامی که از داوود طایی پرسیدند چرا با دیگران معاشرت نمیکنی، او پاسخ داد: «چطور میتوانم با افرادی که عیبهایم را از من پنهان میکنند، گفتگو کنم؟»
هوش مصنوعی: اینکه کسی به دشمنان خود گوش دهد و صحبتهای آنان را بشنود، از آن روست که دشمنان همیشه به عیوب دیگران توجه میکنند. حتی اگر این دشمنی شدت بگیرد، اما هنوز هم میتوان در سخنان آنها حقی پیدا کرد.
هوش مصنوعی: چهارمین نکته این است که وقتی به مردم نگاه میکند، هر عیبی که در دیگران میبیند، خود را از آن دور نگه میدارد و به خود میگوید که او نیز ممکن است همان عیبها را داشته باشد. از عیسی (ع) پرسیدند که چه کسی به او ادب آموخت؟ او پاسخ داد که هیچکس، بلکه هر چیزی که از دیگران بد دیدم، سعی کردم از آن دوری کنم.
هوش مصنوعی: هرچه انسان بیخودتر باشد، بیشتر به خود اعتبار میدهد و کسانی که عقلشان بیشتر است، بدبینترند. عمر خطاب به حذیفه پرسید که پیامبر (ص) چه چیزهایی درباره منافقان به او گفته است و او چه نشانههایی از نفاق دیده است. بنابراین، هر فرد باید در جستجوی عیوب خود باشد، زیرا اگر کسی علت مشکلاتش را نداشته باشد، نمیتواند آنها را درمان کند. تمامی درمانها با مقابله با خواستههای نفسانی به دست میآید. خداوند میفرماید: «و اما کسی که از مقام پروردگارش بترسد و نفس خود را از شهوت بازدارد، بهشت محل او خواهد بود». زمانی که پیامبر (ص) صحابه را بعد از جنگ میدید، میفرمود: «از جهاد بزرگ به جهاد کوچک برگشتیم». وقتی از او پرسیدند این جهاد کوچک چیست، فرمود: «جهاد نفس». همچنین فرمود: «خودت را از رنجهای نفست بازدار و نگذار خواستههای آن، تو را به معصیت پروردگار برساند، زیرا فردا نفس تو به تو بدگویی خواهد کرد و تو را لعنت میکند و اعضای تو نیز همدیگر را لعنت خواهند کرد».
هوش مصنوعی: حسن بصری میگوید که هیچ موجودی به اندازه نفس سرکش و خودخواه نمیتواند سخت و کجرفتار باشد. سری سقطی میگوید که به مدت چهل سال نفس او خواسته که گردویی با عسل بخورد، اما او هنوز این کار را نکرده است. ابراهیم خواص نیز داستانی از کوه لبنان نقل میکند که در آنجا نارنجهای زیادی دید، و وقتی یکی از آنها را باز کرد، طعم تلخی داشت و آن را کنار گذاشت. سپس مردی را دید که زنبوران دور او جمع شده بودند و او را نیش میزده بودند. ابراهیم به او سلام کرد و مرد جواب داد و گفت که هر کس خدا را بشناسد، بر او چیز پنهانی باقی نمیماند. ابراهیم از او پرسید چرا از زنبوران دور نمیشود و مرد جواب داد که او نیز باید از شهوتهای خود دوری کند، چرا که آسیبهای ناشی از شهوت در آن دنیا بسیار بیشتر از گزند زنبور در این دنیاست.
هوش مصنوعی: بدان که هرچند چیزهای مجاز و حلالی وجود دارند، اما برخی از عارفان معتقدند که نباید به شهوت و تمایلات دنیوی پرداخته شود، زیرا از نظر آنان شهوتهای حلال و حرام در عمق خود تفاوتی ندارند. اگر فردی نتواند بر نیازهای مشروع خود کنترل داشته باشد و برای رفع نیازهای خود به سمت چیزهای حرام برود، به همین دلیل باید در شهوتهای مجاز نیز احتیاط کند تا از افتادن به دام شهوتهای حرام جلوگیری کند. به همین دلیل، عمر رضی الله عنه نقل کرده که او از حلال نیز احتیاط میکرد تا مبادا به حرام بیفتد.
هوش مصنوعی: زمانی که انسان به لذتهای دنیوی عادت کند و به آنها وابسته شود، دنیا برایش جذاب میشود و دلش به آن گیر میکند. در این حالت، دنیا برایش شبیه به بهشتی میشود و مرگ را دشوار و ترسناک میبیند. این وابستگی باعث میشود که در دلش غفلت و بیتوجهی شکل بگیرد. حتی اگر به ذکر و عبادت مشغول شود، از آن لذت واقعی نمیبرد. اما اگر از لذتهای مباح دنیوی دور شود، احساس درد و شکست میکند و از دنیا دلزده میشود. در این شرایط، شوق نعمتهای آخرت در دلش زنده میشود، و در حالت غم و اندوه، تاثیر یک تسبیح را در دلش حس میکند که در زمان شادی و لذت، حتی صد برابر آن تأثیر نداشته است.
هوش مصنوعی: نفس انسان به گونهای است که اگر او را تحت تربیت و مراقبت قرار ندهند، به چیزی جز عادات و تمایلات خود وابسته میشود. مانند پرندهای که برای آموزش او را در قفس میزنند و چشمش را میپوشانند تا از محیطی که به آن عادت کرده دور شود. در ابتدا، رفتارهای جدید برای نفس سخت است، مشابه حالتی که کودک را از شیر گرفته و به او سخت میگذرد. اما در نهایت، با دور کردن از عادات و فراهم کردن شرایط خاص، نفس تسلیم و مطیع میشود و به حالت جدید عادت میکند. به همین سبب نیاز است که انسان خود را با مراقبت، گرسنگی، خاموشی و بیخوابی تحت فشار قرار دهد تا بتواند بر نفس خود تسلط یابد.
هوش مصنوعی: بدان که ریاضت هر کس به این است که آنچه او را شادتر میکند، ترک کند و بر خلاف چیزهایی که بر او غلبه دارند، عمل کند. فردی که شادیاش به مقام و ثروت بستگی دارد، باید آن را ترک کند. و کسی که خوشحالیاش به مال و دارایی است، باید آن را خرج کند. همچنین هر کسی که در سلوک و راه عبادت غیر از خداوند درگیر است، باید با اجبار آن را از خود دور کند و به چیزهایی که پایدار هستند، بچسبد که در نهایت، آن چیزها را در کنار خداوند پیدا خواهد کرد. هر چیزی که او را از زندگی جدا میکند، باید به صورت داوطلبانه و در روز مرگ کنار بگذارد، زیرا در آن روز برای همه وداع خواهد کرد و تنها چیزی که باقی میماند، ملازمت با خداوند است. چنانکه خداوند به داوود (ع) وحی کرد که: «ای داوود، من ملازم تو هستم، تو هم ملازم من باش». رسول خدا (ص) نیز فرمود که جبرئیل به او گفته است: «هرکه را که دوست داری، بدان که از تو جدا خواهد شد.»
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.