بخش ۸ - آداب طعام خوردن دوستان که به زیارت یکدیگر می روند
بدان که چهار ادب است اندر این:
ادب اول آن که قصد بکند که ب وقت طعام در نزدیک کسی نشود که در خبر است که هرکه قصد طعام کسی کند ناخوانده، اندر آمدن فاسق است و در خوردن حرام خواره. اما اگر به اتفاق فرا رسد بی دستوری نخورد و اگر گویند بخور و داند که از دل نمی گویند. هم نخورد که نشاید، ولیکن تعللی کند و به تلطف دست بدارد. اما اگر قصد کند به خانه دوستی که بر وی اعتماد دارد و از دل وی آگاه بود، روا باشد، بلکه میان دوستان این سنت است. و رسول (ص) و ابوبکر و عمر رضی الله عنهما در وقت گرسنگی به خانه ابوایوب انصاری و ابوالهیثم التیهان شده اند و طعام خواسته و این اعانتی باشد میزبان را بر خیر، چون دانند که وی راغب است.
و از بزرگان کس بوده است که سیصد و شصت دوست داشته است. هر شبی به خانه یکی بودی. و کس بوده است که سی دوست داشته و کس بوده است که هفت دوست داشته، هر شبی از هفته به خانه یکی بودی. و این دوستان معلوم ایشان بودندی به جای کسب و ضیاع و ایشان سبب کسب فراغت عبادت این قوم بودندی. بلکه چون دوستی دینی افتاد، روا بود که اگر وی در خانه نباشد از طعام وی خورد.
و رسول (ص) در خانه بریره شد و از طعام وی بخورد و در غیبت وی، چه دانست که وی بدین شاد شود. و محمد بن واسع رحمه الله علیه از بزرگان اهل ورع است. با اصحاب خویش به خانه حسن بصری شدندی رحمه الله علیه و آنچه یافتندی بخوردندی. چون وی بیامدی بدان شاد گشتی. و گروهی در خانه سفیان ثوری چنین کردند، گفت، «اخلاق سلف به یاد من دادید، که ایشان چنین کردند.»
ادب دوم آن که ماحضر پیش آرد. چون دوستی به زیارت وی آید و هیچ تکلف نکند و اگر ندارد وام نکند و اگر بیش از آن نبود که از عیال وی نماند، بگذارد ایشان را. و کسی امیرالمومنین علی (ع) را میزبانی کرد، گفت، «به سه شرط آیم که از بازار هیچ نیاری و از آنچه در خانه است هیچ بازنگیری و نصیب عیال تمام به ایشان بگذاری.» و فضیل عیاض گوید که مردمان که از یکدیگر بریده شده اند به تکلف بریده شده اند. اگر تکلف از میان برخیزد، استاح وار یکدیگر را بتوانند دید».
دوستی با یکی از بزرگان تکلف کرد، گفت، «چون تنها باشی از این نخوری و من تنها باشم هم نخورم، چون گرد آییم چرا باید این تکلف کرد؟ یا تکلف از میان برگیر یا من در باقی کنم». و سلمان رضی الله عنه گوید، «ما را رسول (ص) فرموده است که تکلف نکنیم و از ما حضر بازنگیریم» و صحابه رضوان الله علیهم نان پاره و خرمای خشک پیش یکدیگر بردندی و گفتندی، «ندانم کدام بزهکارتر است، آن که حقیر دارد آن را که حاضر بود و فراپیش نیارد یا آن که چون پیش وی آرند حقیر دارد و نخورد؟»
و یونس پیغمبر (ع) نان پاره و تره که وی کشته بودی پیش مردمان آوردی و گفتی، «اگر نه آن است که لعنت کرده است خدای تعالی متکلفان را، تکلف کردمی» و قومی خصومتی داشتند زکریا (ع) را طلب داشتند تا میانجی ایشان کند. به خانه وی شدند، ورا ندیدند و زنی نیکو را دیدند. عجب داشتند که وی پیمبر است و با چنان زن تنعم کند. چون وی را طلب کردند جایی مزدور بود. وی را یافتند طعام می خورد و ایشان سخن می گفتند و وی نگفت که با من نان خورید. و چون برخاست پای برهنه بیرون آمد. ایشان را این هرسه کار از وی عجب آمد. پرسیدند که این چیست؟ گفت، «آن زن با جمال از برای آن دارم تا دین مرا نگاهدارد و چشم و دل من به جای دیگر نگذارد و شما را نگفتم که طعام خورید که آن مزد من بود تا کار کنم که اگر کمتر خوردمی در کار ایشان تقصیر کردمی و آن فریضه من بود و پای برهنه از آن رفتم که میان خداوندان زمین ها عداوت بود. نخواستم که خاک زمین در کفش من رود و به دیگر زمین برده آید.» و بدین معلوم شود که صدق و راستی در کارها از تکلف اولیتر.
ادب سیم آن که بر میزبان تحکم نکند چون داند که دشوار خواهد بود. و اگر مخیر کند وی را میان دو چیز، آسانتر اختیار کند که رسول (ص) چنین کردی در همه کارها. و کسی نزدیک سلمان شد رضی الله عنه، پاره ای نان جوین و نمک پیش آورد، گفت، «اگر سعتر بودی با این نمک به بودی.» سلمان چیزی نداشت. مطهره به سعتر گرو کرد. چون نان بخورد گفت، «الحمدلله الذی قنعنا بما رزقنا»، سلمان گفت، «اگر تو را قناعت بودی مطهره من به گرو نبودی». اما جایی که داند که دشوار نبود و آن کس شاد شود روا بود که از او درخواهد. شافعی رحمه الله علیه به بغداد در خانه زعفرانی بودی و هر روز زعفرانی نخست الوان طعام به طباخه دادی. یک روز شافعی به خط خویش لونی طعام درافزود. چون زعفرانی آن خط در دست کنیزک بدید شاد شد و به شکرانه کنیزک را آزاد کرد.
ادب چهارم آن که خداوند خانه ایشان را گوید که چه خواهید و چه آرزو کنید. چون در دل راضی بود بدانچه ایشان حکم کنند که چه خواهید و چه آرزو کنید. چون در دل راضی بود بدانچه ایشان حکم کنند که آنچه آرزوی ایشان بود، ثواب در آن بیشتر بود. و رسول علیه الصلوه و السلام می گوید، «هرکه به آرزوی برادری مسلمان قیام کند، او را هزار حسنه بنویسند و هزار هزار سیئه از وی بسترند و هزار هزار درجه وی را بردارند و از سه بهشت وی را نصیب کنند فردوس و عدن و خلد»، اما پرسیدن که چیزی آورم یا نه؟ آن مکروه است و مذموم، بلکه آنچه باشد بیاورد و اگر نخورد بازبرگیرد.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن، به چهار نوع آداب میزبانی و خوردن اشاره شده است.
1. **ادب اول**: پیشنهاد میشود که به خانه کسی برای غذا نروید، مگر اینکه با یک دوست نزدیک یا کسی که از دل وی آگاهی دارید، بروید. در این صورت، درخواست غذا از میزبان روا است.
2. **ادب دوم**: بر دوستی که به دیدن شما میآید، نباید تکلف کنید و اگر غذایی ندارید، صمیمانه از آنها پذیرایی کنید. اشاره شده که هر نوع تکلف میتواند روابط را تضعیف کند.
3. **ادب سوم**: میزبان نباید بر مهمان تحکم کند و باید در انتخاب غذا به او آزادی بدهد. در مواقعی که خواسته یا نیازهای مهمان از او مشخص است، حتی درخواست غذا نیز میتواند محترمانه باشد.
4. **ادب چهارم**: مهمان باید از میزبان بپرسد که چه آرزوهایی دارد و اگر مهمان به آرزوهای میزبان توجه کند، این کار ثواب بیشتری خواهد داشت. پرسش درباره آوردن غذا به عنوان یک عمل نامطلوب تلقی میشود.
این آداب به حفظ روابط دوستانه و صمیمیت در میزبانی و مهمانی کمک میکنند.
هوش مصنوعی: بدان که در اینجا چهار نوع ادب وجود دارد:
هوش مصنوعی: سزاوار است که انسان هنگام غذا خوردن به نزد کسی نرود که میداند از او نان نمیخواهد و این کار ممکن است باعث ناپسندی شود. اگر ناگهان به اینجا رسید و بدون دعوت جایی رفت، باید از خوردن غذا پرهیز کند. اگر به او گفتند که بخورد و او بداند که این از دل نیست، نباید بخورد چون مناسب نیست. اما میتواند به آرامی برخورد کند و با مهربانی رفتار کند. اما اگر به خانه دوستی برود که به او اعتماد دارد و از دل او خبر داشته باشد، این کار جایز است و حتی در میان دوستان نیز این رسم وجود دارد. پیامبر (ص) و ابوبکر و عمر وقتی گرسنه بودند به خانه ابیایوب انصاری و ابوالهیثم التیهانی رفته و از آنها غذا خواستهاند که این کار به منزله کمک به میزبان در انجام کار نیک است، زیرا میدانند که او از این کار خوشنود خواهد شد.
هوش مصنوعی: از بزرگان کسی بوده که سیصد و شصت دوست داشته است و هر شب به خانه یکی از آنها میرفته است. همچنین کسی بوده که سی دوست و کسی دیگر که هفت دوست داشته و هر شب از هفته به خانه یکی میرفته است. این دوستان به خوبی شناخته شده بودند و دلیل آسودگی و وقت گذاشتن برای عبادت آن افراد بودند. حتی در مواقعی که دوستی دینی وجود داشت، اگر شخص در خانه نبود، خوردن از طعام او جایز بود.
هوش مصنوعی: پیامبر (ص) در خانه بریره حضور یافت و از غذای او تناول کرد و زمانی که او غایب بود، این عمل او را شاد کرد. محمد بن واسع رحمه الله علیه، از بزرگترین افراد با تقوا است. او با دوستانش به خانه حسن بصری رحمه الله علیه رفت و هر چیزی که یافتند، خوردند. وقتی حسن به خانه برگشت، از این موضوع خوشحال شد. همچنین گروهی در خانه سفیان ثوری نیز چنین رفتاری داشتند و او گفت: «این کارهای سلف (نیاکان) را به یاد من آوردید که آنها نیز به همین شیوه رفتار کردند.»
هوش مصنوعی: ادب دیگری که باید رعایت شود این است که مهمان را به خوبی پذیرایی کنیم. زمانی که دوستی به دیدن ما میآید، نباید هیچ زحمتی به او بدهیم و اگر چیزی برای ارائه نداریم، از او توقع نداشته باشیم و اگر چیزی از داراییمان باقی نمانده، مهمان را آزاد بگذاریم. امیرالمومنین علی (ع) وقتی میزبانی کرد، گفت: «سه شرط دارم؛ هیچ چیزی از بازار خریداری نکنی و از آنچه در خانه داری، هیچ چیز کم نکنی و تمام سهم خانوادهات را به آنها بدهی.» همچنین فضیل عیاض میگوید که مردم زمانی که از هم فاصله میگیرند، به خاطر توقعات یکدیگر است. اگر این توقعات از بین برود، میتوانند بدون هیچ مشکلی یکدیگر را دیدار کنند.
هوش مصنوعی: دوستی از بزرگان درخواست کرد که وقتی تنها هستیم، از چیزی که برای دیگران آورده نمیشود نخوریم. او گفت: «وقتی که تنهایم از این استفاده نکنم و وقتی که تو تنها هستی هم نباید استفاده کنی. اما وقتی که با هم هستیم چرا باید مثل این عمل کنیم؟ یا این قاعده را کنار بگذار یا من اینجا نمیمانم.» سلمان میگوید: «پیامبر (ص) به ما گفته که بیخود پیچیدگی ایجاد نکنیم و از حضور همدیگر بهره ببریم.» صحابه هم نان و خرمای خشک را بین هم تقسیم میکردند و میگفتند: «نمیدانم کدام یک بدتر است؛ آن کسی که چیزی کم دارد و چیزی نیاورد یا آن کسی که وقتی چیزی به او میآورند، چیزی ندارد و آن را نخورده است؟»
هوش مصنوعی: یونس پیامبر نان و سبزی را که برداشت کرده بود، پیش مردم آورد و گفت: «اگر خداوند متکلفان را لعنت نکرده بود، من هم تکلف میکردم.» گروهی با زکریا (ع) خصومت داشتند و از او خواستند تا میانجیگری کند. وقتی به خانه زکریا رفتند، او را نیافتند اما زنی زیبا را دیدند و تعجب کردند که چگونه یک پیامبر با چنین زنی زندگی میکند. وقتی زکریا را پیدا کردند، او در حال خوردن غذا بود و با آنها صحبت میکرد، اما نگفت که با من غذا بخورید. بعد از اینکه از جا برخاست، پا برهنه بیرون آمد و این سه عمل او برای آنها عجیب بود. از او پرسیدند که این چه کاری است؟ زکریا پاسخ داد: «من آن زن را به خاطر زیباییاش دارم تا دینم را حفظ کند و نگاه و دلم به سوی دیگری نرود. نگفتم که با من غذا بخورید چون آن غذا مزد من بود تا بتوانم کار کنم و اگر کمتر میخوردم، در انجام کارهایم کوتاهی میکردم، زیرا این کار وظیفه من بود. همچنین با پای برهنه بیرون آمدم چون در میان گردنکشان زمین عداوت وجود داشت و نمیخواستم که گرد و خاک زمین به کفش من بیفتد و به جایی دیگر منتقل شود.» از این میتوان فهمید که صداقت و راستی در کارها بهتر از تکلف است.
هوش مصنوعی: آداب و رسوم به میزبان اجازه نمیدهد که بر او فشار بیاورد، چون این کار باعث سختی میشود. اگر میزبان بین دو گزینه یکی را انتخاب کند، بهتر است گزینهای را انتخاب کند که راحتتر باشد؛ زیرا پیامبر (ص) در تمام امور اینگونه عمل کرد. روزی کسی نزد سلمان (رضی الله عنه) آمد و مقداری نان جو و نمک آورد و گفت: «اگر خوشمزهتر بود، بهتر بود.» سلمان چیزی برای ارائه نداشت و فقط به خاطر مقداری سدر چیزی را به گرو گذاشت. بعد از خوردن نان، سلمان گفت: «خدا را شکر که به آنچه در دست داشتیم قناعت کردیم.» سلمان در پاسخ به او گفت: «اگر تو قناعت میکردی، من هم چیزی را به گرو نمیگذاشتم.» اما در مواردی که اوضاع آسان باشد و فرد خوشحال شود، درخواست کردن جایز است. امام شافعی (رحمه الله علیه) در بغداد در خانهای با زعفرانی زندگی میکرد و هر روز زعفرانی برای طباخی درست تازه میآورد. یک روز شافعی با خط خودش نوعی غذا اضافه کرد و وقتی زعفرانی آن نوشتن را دید، شاد شد و به پاس شکرگزاری، کنیزک را آزاد کرد.
هوش مصنوعی: ادب چهارم این است که خداوند به خانه ایشان میگوید که چه میخواهند و چه آرزوهایی دارند. چون خداوند در دل خود راضی است به آنچه آنها تعیین میکنند. هرچند که آرزوهای ایشان، ثواب بیشتری دارد. پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم میفرمایند: «هر کس بخواهد به آرزوی برادر مسلمان خود عمل کند، برای او هزار حسنه نوشته میشود و هزاران خطا از او برداشته میشود و درجات او هزاران برابر بالا میرود و از سه بهشت یعنی فردوس، عدن و خلد بهرهمند میشود.» اما اگر سؤالی درباره آوردن چیزی شود، این کار ناپسند و مذموم است؛ بلکه هر چیزی که باشد باید آورده شود و اگر کسی نخواست، میتواند آن را پس بگیرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.