و از لفظ آن چاره نیست. باید که بگوید به زبان که این به تو فروختم و خریدار گوید خریدم. یا این به تو دادم. وی گوید ستدم، یا پذیرفتم یا لفظی که معنی بیع مفهوم شود از وی اگرچه صریح نبود. پس اگر لفظ در میان نبود، پیش از دادن و ستدن نباشد، چنان که عادت است. اولیتر آن است که در محقرات این را بیع نهیم برای رخصت را که این غالب شده است و مذهب ابوحنیفه این است و گروهی از اصحاب شافعی نیز این را قولی مخرج نهاده اند در مذهب شافعی و بر این فتوی دادن بعید نیست سه سبب را: یکی آن که حاجت بدین عام شده است، دوم آن که گمان چنان است که در روزگار صحابه رضوان الله علیهم اجمعین همین عادت بوده است، چه اگر تکلف لفظ معتاد بودی بر ایشان دشوار بودی و نقل کردندی و پوشیده نماندی، سوم آن که محال نیست فعل را به جای قول نهادن چون عادت گردد، چنان که در هدیه معلوم است که آنچه به نزد صحابه و رسول (ص) بردندی تکلف ایجاب و قبول نبودی. و در همه روزگارها چنین بوده است. و چون بی لفظی تملک حاصل آید، آنجا که عوضی نیست، به حکم عادت و مجرد فعل، آنجا که عوضی بود هم محال نبود. ولیکن در هدیه فرق نبوده است میان اندک و بسیار در عادت، اما در بیع چیزی که قیمت باشد، عادت بیع بوده است به لفظ، چون ضیاع و بنده و سرای و ستور و جامه قیمتی. در چنین چیزها چون به لفظ بیع نکنند، از عادت سلف بیرون بود، ملک حاصل نیابد.
اما نان و گوشت و میوه و چیزهای اندک که پراکنده خرد، اندر این رخصت دادن به حکم عادت و حاجت وجهی دارد. و میان محقرات و چیزهای قیمتی درجات باشد که بدانند این از محقرات است یا نه و اندر این هیچ تقدیر نتوان کرد، لیکن چون مشکل شد راه احتیاط باید سپرد.
و بدان که اگر کسی مثلا خروار گندم گیرد و بیع نکند، این از محقرات نباشد، و بی بیع ملک وی نشود، اما خوردن آن و تصرف کردن در آن حرام نبود که به سبب تسلیم وی اباحت حاصل آید، اگرچه ملک حاصل نیاید. و اگر کسی را مهمان کند و آن دهد، هم حلال بود، چه تسلیم مالک دلیل است به قرینه حال بر آن که ورا ملک کرده است ولیکن به شرط عوض. و اگر صریح بگفتی که این طعام به مهمان خویش ده آنگاه تاوان بازده روا بودی. و این تاوان واجب بودی چون فعل بدین دلیل کرد، هم این حاصل آید.
پس بیع ناکردن دلیل بر آن کند که ملک شود تا اگر خواهد که به کسی بفروشد نتواند و اگر خداوند خواهد که بازستاند پیش از آن بخورد تواند، همچون طعامی که پیش مهمانی بر خوان نهاده باشد.
و بدان که بیع بدان شرط درست بود که با وی شرط دیگر نکند. اگر گوید این هیزم خریدم به شرط آن که به خانه من بری، یا این گندم خریدم به شرط آن که آرد کنی یا مرا چیزی فام دهی یا شرط دیگر کند، بیع آن باطل شود، مگر شش شرط: یکی آن که بفروشد که فلان چیز گرو کند به وی یا گواه برگیرد یا فلان کس پایندانی کند یا بهای موجل کند و نخواهد تا وقتی معلوم یا هر دو اختیار بود در فسخ تا سه روز یا کم از آن، اما بیش از سه روز روا نبود و یا غلامی فروشد به شرط آن که دبیر بود یا پیشه ای داند. این شرطها بیع را باطل نکند.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن به اهمیت واژهها و عبارات در عقد بیع اشاره شده است. برای صحت بیع، لازم است که فروشنده و خریدار به وضوح بیان کنند که کالا را میفروشند یا میخرند. اگر پس از تسلیم کالا، واژهای برای بیع ذکر نشود، مالکیت بر کالا به دست نمیآید، مگر در مواردی که کالاهای کوچک و روزمره مثل نان و میوه باشد. در این موارد، به دلیل عادت و نیاز، میتوان بدون ذکر واژهها تصرف کرد.
نکته دیگر این است که اگر کسی کالایی را دریافت کند و بیع نکند، مالک آن نمیشود و نمیتواند آن کالا را بفروشد، اما تصرف در آن از نظر شرعی اشکال ندارد. همچنین، اگر در هنگام بیع شرطی قرار داده شود که با آن توافق به هم بخورد، مثل شرط اینکه کالا به محلی خاص برده شود، بیع باطل میشود. در نهایت، ذکر بعضی از شروط خاص، مثل گرو گذاشتن یا گواه گرفتن، تأثیری بر صحت بیع ندارد.
هوش مصنوعی: برای برقراری معامله، نیاز است که افراد به طور مشخص با زبانی روشن اعلام کنند که یک کالا را به یکدیگر میفروشند یا میخرند. خریدار باید تصریح کند که آن را خریداری کرده و فروشنده باید تأیید کند که به او فروخته است. اگر این مکالمه و تصریح به وجود نیاید، معامله پیش از تحویل و پذیرش کالا به حالت عادی نخواهد بود. این امر به ویژه در مواردی که نیاز به تأیید وجود دارد، ضروری است زیرا این نوع معاملات در دورههای قبل بین مردم معمول بوده و بر اساس همین عادت استوار است. در مواردی که هیچ هزینهای در کار نیست، تنها انجام عمل کافی است، ولی در معاملات که مستلزم جابهجایی ارزش هستند، لازم است که از کلمات نیز برای تأسیس معامله استفاده شود. در مواردی مانند هدیه، دیگر نیازی به تأکید بر مقدار وجود ندارد، اما در خرید و فروش، اعمال لفظی برای انتقال مالکیت ضروری است، به ویژه برای کالاهای با ارزش. در غیاب این کلمات، معاملات به طور غیررسمی قابل قبول نیستند.
هوش مصنوعی: اما در مورد نان و گوشت و میوه و موارد کوچک که به طور پراکنده مصرف میشوند، به خاطر عادت و نیاز، مسألهای وجود دارد. بین چیزهای کمارزش و کالای گرانبها تفاوتهایی وجود دارد که باید بدانیم آیا این موارد کمارزش هستند یا خیر. در این مورد نمیتوان قاعدهای کلی وضع کرد، اما اگر وضعیت پیچیده شود، باید احتیاط بیشتری رعایت شود.
هوش مصنوعی: اگر کسی مقداری گندم بگیرد و آن را نفروشد، این به معنای کم اهمیت بودن آن نیست و همچنان مالکیت او بر آن برقرار نیست. اما خوردن و استفاده از آن حرام نیست، زیرا با دادن گندم، اجازه استفاده از آن به دست میآید، هرچند که مالکیت به دست نمیآید. اگر کسی به عنوان مهمان گندم را به او بدهد، این کار نیز حلال است، زیرا دادن آن به مهمان به معنای این است که او آن را به شرط عوض مالک شده است. اگر به طور واضح بگوید که این غذا برای مهمانش است، در این صورت، بازگرداندن هزینه آن لازم است و این هزینه به دلیل اقدام او، واجب خواهد بود.
هوش مصنوعی: عدم خرید و فروش به این معنا نیست که ملکی به دست میآید، زیرا اگر مالک تصمیم بگیرد که آن ملک را به کسی بفروشد، نمیتواند و اگر خداوند بخواهد آن را پیش از فروش بازستاند، میتواند، همانگونه که غذایی که بر سر سفره مهمانی گذاشته شده، ممکن است قبل از سرو خورده شود.
هوش مصنوعی: برای اینکه خرید و فروش صحیح باشد، نباید مشروط به شرایط دیگری باشد. اگر کسی بگوید که این هیزم را خریدم به شرط اینکه به خانه من بیاوری، یا این گندم را به شرط اینکه آرد کنی، یا شرایط دیگری بگذارد، خرید و فروش باطل است. اما شش نوع شرط وجود دارد که خرید و فروش را باطل نمیکند: یکی اینکه بفروشد به شرط اینکه چیزی را گرو بگذارد یا گواهی بگیرد، یا کسی به عنوان ضامن بیاید، یا قیمت به صورت نسیه باشد و نخواهد تا زمانی معین بگذرد، یا هر دو طرف این اختیار را داشته باشند که در مدت سه روز یا کمتر خرید و فروش را بر هم زنند، اما بیشتر از سه روز این قابل قبول نیست. همچنین اگر کسی غلامی را به شرط اینکه سواد داشته باشد یا هنری بلد باشد بفروشد، این شرطها خرید و فروش را باطل نمیکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.