اما عبرتهای حج آن است که این سفر از وجهی بر مثال سفر آخرت نهاده اند که در این سفر مقصد خانه است و در آن سفر خداوند خانه پس از مقدمات و احوال این سفر باید که احوال آن سفر یاد می کند چون اهل و دوستان را وداع کند، بداند که بدان وداع ماند که در سکرات موت خواهد بود و چنان که باید که نخست دل از همه علایق فارغ کند، پس بیرون شود در آخر عمر و نیز باید که دل از همه دنیا فارغ کند، اگرنه سفر بر وی منغص بود و چون زاد سفر از همه نوعها ساختن گیرد و همه احتیاطی به جای آرد که نباید که در بادیه بی برگ بماند، باید که بداند که بادیه قیامت درازتر و هولناک تر است.
و آنجا به زاد حاجت بیش است، زاد آن بسازد و چون هر چیزی که بزودی تباه خواهد شد با خود برنگیرد که داند که با وی بنماند و زاد را نشاید و همچنین هر طاعت که به ریا آمیخته بود، زاد آخرت را نشاید و چون بر جمازه نشیند، باید که از جنازه یاد کند که به یقین داند که مرکب وی در آن سفر خواهد بود و باشد که پیش از آن که از جمازه فرود آید، وقت جنازه درآید.
باید که این سفر وی چنان باشد که زاد آن سفر را بشاید و چون جامه احرام راست کند تا چون نزدیک رسد جامه عادت بیرون کند و این درپوشد و آن دو ازار سپید بود باید که از کفن یاد کند که جامه آن سفر نیز مخالف عادت این خواهد بود و چون عقبات و خطرهای بادیه بیند، باید که از منکر و نکیر و عقارب و حیات گور یاد کند که از لحد تا حشر بادیه عظیم است با عقبه های بسیار و چنان که بی بدرقه از آفت بادیه سلامت نیابد، همچنین از هولهای گور سلامت نیابد بی بدرقه طاعتها و چنان که در بادیه از اهل و فرزندان و دوستان تنها ماند، در گور همچنین خواهد بود.
و چون لبیک زدن گیرد، بداند که این جواب ندای خدای تعالی است و روز قیامت همچنین ندا به وی خواهد رسید از آن هول بیندیشد و باید که به خطر این مستغرق باشد.
علی بن الحسین،رضی الله عنهما، در وقت احرام زرد روی شد و لرزه بر وی افتاد و لبیک نتوانست زد، گفتند، «چرا لبیک نگویی؟» گفت، «ترسم که اگر بگویم گویند، «لا لبیک و لاسعدیک» گون نگفت، از شتر بیفتاد و بیهوش گشت و احمد بن ابی الحواری مرید ابوسلیمان دارانی بود حکایت می کند که بوسلیمان در آن وقت لبیک نگفت تا میلی برفتند و بیهوش شد و به هوش آمد و گفت حق تعالی به موسی (ع) وحی کرد که ظالمان امت خود را بگوی که تا نام من نبرند و مرا یاد نکنند که هرکه مرا یاد کند من وی را یاد کنم و چون ظالم باشد ایشان را به لعنت یاد کنم و گفت، «شنیده ام که هرکه نفقه حج از شبهت کند و آنگاه لبیک گوید، او را گویند، «لا لبیک و لاسعدیک، حتی تردما فی یدیک».
و اما طواف و سعی بدان ماند که بیچارگان به درگاه ملوک شوند و گرد کوشک ملک می گردند تا فرصت یابند که حاجت خویش عرضه کنند و در میان سرای می شوند و می آیند و کسی را می جویند که ایشان را شفاعت کند و امید می دارند که مگر ناگاه چشم ملک بر ایشان افتد و به ایشان نظری کند و میان صفا و مروه مثل آن میدان است.
و اما وقوف به عرفه و اجتماع اصناف خلق از اطراف و دعا کردن ایشان به زبانهای مختلف به عرصات قیامت ماند که همه خلایق جمع شده باشند و هرکسی به خویشتن مشغول و متردد میان رد و قبول.
و اما انداختن سنگ، مقصود وی اظهار بندگی است بر سبیل تعبد محض و دیگر تشبه با ابراهیم، صلوات الله علیه که بدان جایگاه ابلیس پیش وی آمده است تا وی را شبهتی افکند، سنگ بر وی انداخته است پس اگر در خاطر تو آید که شیطان وی را پیدا آمد و مرا پیدا نیامده است، بیهوده سنگ چه اندازم، بدان که این خاطر تو را از شیطان پیدا آمد سنگ بینداز تا پشت وی بشکنی که پشت وی بدان شکسته شود که تو بنده فرمانبردار باشی و هرچه تو را گویند چنان کن همچنان کنی و تصرف خویش در باقی کنی وبحقیقت بدانی که بدین انداختن سنگ شیطان را مقهور می کنی.
این مقدار اشارت کرده آمد از عبرتهای حج تا کسی چون راه این بشناسد، بر قدر صفای فهم و شدت شوق و تمامی جهد در کار، وی را امثال این معانی نمودن گیرد و از هر یکی نصیبی یافتن گیرد که حیوه عبادت وی بدان بود و از حد صورتها دورتر شده بود.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: حج به عنوان سفری نمادین به سفر آخرت تشبیه شده است. در این سفر، حاجی باید از دنیای مادی و علایق خود دل بکند و آمادهی مرگ باشد. این سفر بدین مفهوم است که زاد و توشهاش را برای سفر آخرت به خوبی آماده کند و هر چیز فانی را با خود نبرد. طاعات و اعمال صالح او باید خالص باشد و بیریا باشند.
وقوف در عرفات و دعا کردن، شبیه به روز قیامت است که همهٔ مخلوقات جمع میشوند و هر کس به حالت خود مشغول است. همچنین، اعمالی مانند رمی جمار (پرتاب سنگ) نماد اظهار بندگی و تبعیت از سنت ابراهیم پیامبر است. در نهایت، عبرتهای حج فرصتی است برای تقویت روح و نزدیکی به خداوند و دوری از دنیا و مشغلههای آن. نویسنده تأکید میکند که درک عمیق این معانی و جستجوی شوق در عبادت، میتواند زندگی فرد را به مرحلهای بالاتر برساند.
هوش مصنوعی: از درسهای حج این است که این سفر به نوعی شباهت به سفر آخرت دارد. در این سفر انسان به خانهای میرود و در سفر آخرت، خداوند مقصد را تعریف میکند. پس از آمادهسازیهای این سفر، باید به این فکر کرد که چگونه از دوستان و نزدیکان وداع کنیم، چرا که این وداع تنها برای این دنیا نیست و در لحظههای مرگ نیز رخ میدهد. بنابراین، باید از هر تعلقی دل کند و قبل از پایان عمر، خود را از دنیای مادی آزاد کند؛ در غیر این صورت سفر او ناخوشایند خواهد بود. همچنین باید برای سفر خود به اندازه کافی توشه برگیرد و تمام احتیاطها را رعایت کند، زیرا بیبرگی در بیابان سفر دشوار است و باید توجه داشت که بیابان قیامت بسیار طولانیتر و ترسناکتر خواهد بود.
هوش مصنوعی: در آنجا نیاز به توشه بیشتر است. انسان باید توشهای تهیه کند و هیچ چیزی که به زودی از بین میرود را با خود نبرد، زیرا میداند که آن چیز در کنار او نمیماند و توشهای که برای آخرت در نظر گرفته شده باید صحیح و خالص باشد. همچنین، هر عملی که با نیت ریا و خودنمایی همراه باشد، برای سال آینده قابل قبول نیست. وقتی در کنار جنازه قرار میگیرد، باید به یاد جنازه باشد و بهخوبی بداند که وسیله سفر او در آن جا خواهد بود و ممکن است پیش از آنکه از کنار جنازه برخیزد، زمان جنازه فرا برسد.
هوش مصنوعی: این سفر باید به گونهای باشد که مناسبتی با شرایط آن داشته باشد. هنگامی که لباس احرام را آماده میکند، باید لباس عادی خود را کنار بگذارد و این لباس جدید را بپوشد. این لباس باید سفید باشد و به یاد کفن باشد، چون لباس این سفر با عادات روزمرهاش متفاوت خواهد بود. وقتی که با خطرات و سختیهای زمینهای غیرمسکونی مواجه میشود، باید به یاد عذابها و سؤالهایی که در قبر مطرح میشود، باشد. از قبر تا قیامت مسیری طولانی و پرخطر پیش رو دارد و همانطور که در بیابان بدون همراهی و محافظت از خطرها ایمن نخواهد ماند، در قبر نیز بدون اعمال نیکو از مشکلات نجات نخواهد یافت. همچنین، همانطور که در بیابان از خانواده و دوستان دور میشود، در قبر نیز به همین شکل خواهد بود.
هوش مصنوعی: زمانی که صدای یاریخواهی به گوشش میرسد، باید بداند که این پاسخ ندای خداوند متعال است و در روز قیامت نیز همین ندا به او خواهد رسید. او باید به عواقب وحشتناک آن فکر کند و در این خطر فرو رود.
هوش مصنوعی: علی بن حسین، در زمان احرام به رنگ زرد در آمد و دچار لرز شد و نتوانست لبیک بگوید. وقتی از او پرسیدند که چرا لبیک نمیگوید، پاسخ داد که میترسد اگر بگوید، ممکن است گفته شود «لا لبیک و لاسعدیک» و ممکن است از شتر بیفتد و بیهوش شود. احمد بن ابی حواری، که مرید ابوسلیمان دارانی بود، روایت میکند که ابوسلیمان نیز در آن زمان لبیک نگفت و بیهوش شد. وقتی به هوش آمد، گفت که خداوند به موسی وحی کرد که به ظالمان امت خود بگوید: تا زمانی که نام من را نبرند و مرا یاد نکنند، هرکه مرا یاد کند، من او را یاد میکنم و اگر ظالم باشد، به لعنت او را یاد میکنم. همچنین گفته شده است که هر کسی که هزینه حج را از چیزی شبههناک تأمین کند و پس از آن لبیک بگوید، به او گفته میشود: «لا لبیک و لاسعدیک، تا آنچه را در دستانت است، برگردانی».
هوش مصنوعی: طواف و سعی مانند این است که افراد نیازمند به درگاه پادشاهان مراجعه میکنند و دور قصر آنها میگردند تا فرصتی دست دهند و خواستههای خود را مطرح کنند. آنها به درون قصر میروند و به دنبال کسی میگردند که بتواند برایشان شفاعت کند. این امید را دارند که ناگهان نظر پادشاه به آنها بیفتد و توجهی به خواستههایشان نشان دهد. در این میان، مکان صفا و مروه نیز مانند آن صحنه است.
هوش مصنوعی: وقوف به عرفه و جمع شدن مردم از نقاط مختلف و دعا کردن آنها به زبانهای گوناگون، همانند روز قیامت است که همه انسانها جمع شدهاند و هر فرد مشغول به کار خود بوده و در حال تردید بین قبول و رد است.
هوش مصنوعی: انداختن سنگ در اینجا نماد اظهار بندگی و عبودیت است، همچنین اشارهای به رفتار ابراهیم (ع) دارد که در واقع نشاندهندهای از مقابله با شیطان است. وقتی ابلیس به ابراهیم نزدیک شد تا او را وسوسه کند، ابراهیم سنگی به نحوی به سمت او انداخت. اگر در ذهن شما این فکر بیفتد که شیطان فقط به ابراهیم نزدیک شد و به شما نزدیک نمیشود، بدانید که در واقع این یک اشتباه است. انداختن سنگ در اینجا به معنای مقابله با وسوسهها و دشواریهاست و با این عمل میتوان به ادای بندگی و اطاعت از اوامر خدا پرداخت. با این کار، شما در واقع شیطان را تحت سلطه خود قرار میدهید و نشان میدهید که بندگی شما برای خداوند، بر هر وسوسهای غلبه دارد.
هوش مصنوعی: این مقدار به درسهای حج اشاره دارد تا کسی که راه این موضوع را بشناسد، به اندازهای که درک او روشن است و اشتیاقش زیاد، و تلاشش در عمل کامل باشد، بتواند به معانی مشابهی دست یابد و از هر کدام بهرهای برد که زندگی عبادتش به آن وابسته است و از ظواهر بیرون رفته باشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.