چو باز کرد شکرخنده شد اسیر شکر
عیانش از لب و دندان نموده شیر شکر
چو دید آن لب و دندان نمود جان پرواز
غذای روح بود بیشتر پنیر شکر
خط است سرزده گستاخ بر لبش یا مور
ز حرص پای فرو برده در خمیر شکر
نشسته خال به کنج لبش بدان ماند
که شاه هند زند تکیه بر سریر شکر
خطش چو خط سیه در بر نگین قصاب
برون نیامده پیداست در ضمیر شکر
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و شیرینی لب و دندان معشوق اشاره میکند و آنها را با شکر و شیر مقایسه میکند. او به توصیف جذابیت ظاهری معشوق پرداخته و لذت روحی ناشی از زیبایی او را به تصویر میکشد. همچنین، نسبت به عشق و دلباختگی عمیقش به این زیبایی با استفاده از تصاویری شاعرانه و کنایههای زیبا اشاره میکند. در نهایت، زیبایی و شیفتگی معشوق به گونهای توصیف شده که احساس سرشکستگی و دلباختگی را در دل شاعر ایجاد میکند.
هوش مصنوعی: وقتی لبخند شیرین و شکرین او را دید، دلش را با زیبایی و جذابیتش تسخیر کرد. زیبایی او از لب و دندانش نمایان بود و همچون شکر شیرین مینمود.
هوش مصنوعی: زمانی که آن لبها و دندانها را دید، جانش پرواز کرد و آن را غذایی برای روح خود میدانست. پنیر و شکر بیشتر از هر چیز او را مجذوب میکرد.
هوش مصنوعی: لب او مثل یک خط راست و بیپروا است که به طور ناگهانی دیده میشود، یا مانند موری که از روی ولع و تشنگی در شکر به زمین میرود.
هوش مصنوعی: خال زیبایی که بر گوشه لب او نشسته است، مانند این است که شاه هند بر تخت شیرینی تکیه زده باشد.
هوش مصنوعی: اگر خط او را مانند خط سیاه بر روی نگین قصاب بدانیم، به هیچ وجه نمیتوان پی برد که در دل شکر چه رازهایی نهفته است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.