نه دل جدا ز تو بیدادگر توانم کرد
نه من اراده کار دگر توانم کرد
بساخته است نه کار مرا چنان دوری
که رو به سوی دیار دگر توانم کرد
ز خاک پای تو اکسیر در نظر دارم
عجب نباشد اگر خاک زر توانم کرد
ز بیوفایی دهر آنقدر امان خواهم
که پیش تیغ تو جان را سپر توانم کرد
شمار پنبه داغت فتاده از دستم
از این حساب کجا سر به در توانم کرد
ز ضعف نیست مرا روح در بدن قصاب
چه احتمال که از خود سفر توانم کرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساس عمیق وابستگی و عشق شاعر به معشوق است. شاعر نمیتواند از دل خود جدا شود و هیچ ارادهای برای تغییر وضعیت ندارد. او به نوعی گرفتار شده و احساس میکند که نمیتواند به دنیای جدیدی پا بگذارد. او حتی به خاک پای معشوقش به عنوان ابزاری برای تبدیل به طلا فکر میکند و از بیوفایی دنیا گلهمند است. در پایان، شاعر بیان میکند که در حالت ضعف و ناتوانی است و نمیتواند از خود مراقبت کند. به طور کلی، این اشعار نشاندهنده عشق عمیق و ناتوانی در فرار از آن عشق است.
هوش مصنوعی: نه میتوانم از تو دل بکنم که ظلم و ستم است، و نه قادر به انجام کار دیگری هستم.
هوش مصنوعی: بسا چیزهایی که بر من ساخته شده، به آن حد دور است که دیگر نمیتوانم به سوی سرزمین دیگری بروم.
هوش مصنوعی: من از خاک پای تو به عنوان اکسیر باارزشی یاد میکنم؛ عجیب نیست اگر بتوانم این خاک را به طلا تبدیل کنم.
هوش مصنوعی: از بیوفایی زمانه تا حدی خواهم آشتی که بتوانم جانم را جلوی تیغ تو محافظت کنم.
هوش مصنوعی: به خاطر احساسات و عشق عمیقی که به تو دارم، قدرت و توانایی خود را برای تو از دست دادهام و حالا نمیدانم چطور میتوانم خود را نجات دهم یا از این وضعیت خارج شوم.
هوش مصنوعی: به خاطر ضعف و ناتوانیام، هیچ روح و جان فعالی در بدنم وجود ندارد. چگونه ممکن است که بتوانم از خودم جدا شوم یا سفر کنم؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خوش آنکه بر سر کویت گذر توانم کرد
در آن گذر بجمالت نظر توانم کرد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.