گنجور

 
قاسم انوار
 

درویش، که حرف او بصورت پنجست

هریک بمثابه ای که بیش از پیشست

دالست دلیل آنکه با درد بساز

گر بر تن تو هر سو مو صد نیشست

را، روی و ریا مکن، که این روی و ریا

رسوایی بیگانه و رنج خویشست

و اوست وداع غیر مولی کردن

وین کار چنین کار یکی بی خوشست

یا، یک دل و یک رنگ شو اندر ره عشق

یکتا نشود، هر آنکه او با خویشست

شین، آنکه کند شکر و شکایت نکند

وندر پی خصم خویش نیک اندیشست

آنرا که چنین پنج خصایل دادند

دریاب و درو گریز کو درویشست