گنجور

 
قاسم انوار
 

ای زلف و رخت میگون، ای دوست سلام علیک

وی شیوه تو موزون، ای دوست سلام علیک

کارم همه موزون شد، روی دل از آن سون شد

بر روی تو مفتون شد، ای دوست سلام علیک

دریا همه هامون شد، دلها همگی خون شد

جان جانب بیچون شد، ای دوست سلام علیک

دل شاه فریدون شد، از کوه بهامون شد

در صفوت ذوالنون شد، ای دوست سلام علیک

ساعات چو میمون شد، جان جانب بیچون شد

با باده گلگون شد، ای دوست سلام علیک

چون طبع تو موزون شد، راه تو از آن سون شد

ساعات تو میمون شد، ای دوست سلام علیک

قاسم ز چه موزون شد؟ حال دل او چون شد؟

در عشق تو مجنون شد، ای دوست سلام علیک