ز من گسستی و پیوند مشکل افتاده ست
مرا مگیر به خونی که در دل افتاده ست
رسد دمی که خجالت کشم ز گرمی دوست
ز خصم داغم و اندیشه باطل افتاده ست
به قدر ذوق تپیدن به کشته جا بخشند
سخن به محکمه در کیش قاتل افتاده ست
شکافی ار جگر ذره نم برون ندهد
به وادیی که مرا بار در گل افتاده ست
در این روش به چه امید دل توان بستن
میانه من و او شوق حائل افتاده ست
به ترک گریه برم دهشت اثر ز دلش
که خود ز شبروی ناله غافل افتاده ست
به صبر کم نیم اما عیار ایوبی
به قدر آن که گرفتند کامل افتاده ست
چرد نهنگ و سمندر در آب و آتش من
تنم به قلزم و کشتی به ساحل افتاده ست
به روی صید تو از ذوق استخوان تنش
هما ز تیزی پرواز بسمل افتاده ست
چو اندر آینه با خویش لابه ساز شوی
ز خود بجوی که ما را چه در دل افتاده ست
حریف ما همه بی بذله می خورد غالب
مگر ز خلوت واعظ به محفل افتاده ست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر احساس شکست و جدایی را بیان میکند. پیوندی که بین او و محبوبش بود، گسسته شده و او به شدت از این مسأله رنج میبرد. او به داغی که از خصم در دلش نشسته اشاره میکند و میگوید که آرزو دارد روزی از این درد رهایی یابد. تصویرهایی نظیر داغ عشق و جدایی، غم فقدان، و ناپایداری روابط را به خوبی ترسیم میکند. شاعر از قدرت صبر خود میگوید و وضعیت خود را به شرایط سختی تشبیه میکند. در نهایت، او شور و شوق خود را برای ارتباطی دوباره با محبوبش ابراز میکند و اشاره میکند که دیگران از نزدیک بودن در غم و اندوه او بیخبرند. این شعر بیانگر عناصری از عشق، غم و تنهایی است.
هوش مصنوعی: تو از من جدا شدی و ارتباط ما به هم ریخته است. من را نستان به خاطر غمی که در دل دارم.
هوش مصنوعی: روزی خواهد آمد که از محبت دوست احساس شرمندگی کنم، چون در دل، زخم دشمن و افکار بیمعنی درگیرم شده است.
هوش مصنوعی: به اندازهای که احساس و ذوق در دل وجود دارد، میتوان به سخن و گفتگو اهمیت داد و از آن دفاع کرد، اما در موقعیتی که به قضاوت و داوری نیاز است، این احساسات ممکن است تحت تأثیر قرار گیرند و در برابر حقیقت قرار گیرند.
هوش مصنوعی: اگر ذرهای از دل شکستهام به بیرون نریزد، به جایی میروم که بار سنگینی بر دوشم افتاده است.
هوش مصنوعی: در این وضعیت، به چه امیدی باید دل را به ارتباطی میان خود و او وابسته کنم وقتی که شوق و علاقهای بین ما وجود ندارد؟
هوش مصنوعی: من از شدت ترس و اندوه، میخواهم گریه کنم، چون دلم تحت تاثیر وضعیت او قرار دارد. او به قدری در خودش غرق است که از صدای نالهاش غافل شده است.
هوش مصنوعی: من صبر زیادی ندارم، اما صبر ایوب با تمام سختیهایی که به او وارد شد، کامل و بینقص است.
هوش مصنوعی: نهنگ و سمندر به طور همزمان در آب و آتش در حال حرکت هستند، اما من در دریا (قلزم) شناور شدهام و کشتیام به ساحل افتاده است.
هوش مصنوعی: در اینجا به تصویر زیبایی از شکار و شکارچی پرداخته شده است. بیان میکند که شکار به خاطر هیجان و ذوق شکارچی، به خاطر تیزی و سرعت پروازش، مانند پرندهای است که به حالت زخمی و در حال سقوط درآمده است. این وضعیت نمایانگر جذابیت و جدیت شکار است.
هوش مصنوعی: وقتی در آینه به خودت نگاه میکنی و با خودت صحبت میکنی، از خودت بپرس که در دل ما چه افکاری وجود دارد.
هوش مصنوعی: رقبای ما به راحتی برنده میشوند، جز اینکه در جمع وعاظ و اهل فضیلت قرار بگیرند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از آن، سرم به هوای تو مایل افتاده ست
که آرزوی تو چون شعله در دل افتاده ست
چو نور در بصر و روح در دلی و هنوز
میان ما و تو صد پرده حایل افتاده ست
شهید کوی محبت شوم که هر گامی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.