گرد ره خویش از نفسم باز ندانست
ننگش ز خرام آمد و پرواز ندانست
ز انسان غم ما خورد که رسوایی ما را
خصم از اثر غمزه غماز ندانست
فریاد که تا این همه خون خوردنم از غم
یک ره به دلش کرد گذر راز ندانست
نازم نگه شرم که دلها ز میان برد
زانسان که خود آن چشم فسونساز ندانست
یک چند به هم ساخته ناکام گذشتیم
من عشوه نپذرفتم و او ناز ندانست
از شاخ گل افشاند و ز خارا گهر انگیخت
آیینه ما در خور پرداز ندانست
گریم که برد موجه خون خوابگهش را
در ناله مرا دوست ز آواز ندانست
همدم که ز اقبال نوید اثرم داد
اندوه نگاه غلط انداز ندانست
مخمور مکافات به خلد و سقر آویخت
مشتاق عطا شعله ز گل باز ندانست
غالب سخن از هند برون بر که کس اینجا
سنگ از گهر و شعبده ز اعجاز ندانست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به احساسات عمیق و پیچیدهای پرداخته است که ناشی از عشق و غم است. او از ناتوانی در فهم خودش و روابطش با دیگران صحبت میکند و به تأثیر نگاههای معشوق و رفتارهای او اشاره میکند. شاعر از ننگ و سرزنش ناشی از عشق و رسواییهای آن سخن میگوید و احساس میکند که حتی مخالفان او نیز نمیتوانند غم و تأثیرات عشق را درک کنند. در نهایت، شاعر به زیبایی و جذابیتهای انسانی اشاره میکند که فراتر از درک و فهم معمول است و نشان میدهد که عشق و احساسات عمیق انسانی، پیچیده و اغلب غیرقابل بیانند.
هوش مصنوعی: من در مسیر خود نتوانستم جلوی نفس خود را بگیرم و احساس شرمندگی کردم؛ چرا که نتوانستم از راه رفتن و پرواز کردن لذت ببرم.
هوش مصنوعی: از انسان برای ما غم خورد که دشمن نتوانست نشانههای شرمساری ما را از نگاه تیزبینش تشخیص دهد.
هوش مصنوعی: فریاد میزنم که بدانید، تمام این خونهایی که به خاطر غمهایم ریختم، تنها به خاطر یک لحظه است که دل او را به دست آوردم، اما او از این راز بیخبر بود.
هوش مصنوعی: چشم زیبا و جذاب آن فرد به قدری خیرهکننده است که باعث میشود دلها را برباید، اما خودش نمیداند که چه تأثیری بر دیگران میگذارد.
هوش مصنوعی: مدتی را با هم در ناکامی سپری کردیم. من به زیباییهای او توجه نکردم و او هم به محبت من آگاهی نداشت.
هوش مصنوعی: از گل خوشبو عطر پاشیده و از سنگ قیمتی جواهرات ساخته است، اما آینه وجود ما نتوانست زیباییاش را درک کند.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر از غم و اندوه خود میگوید و اینکه چگونه درد و خون دلش را در خوابگاه کسی که به او عشق میورزد، به تصویر میکشد. او در نالههایش به وضوح احساساتش را بیان میکند، اما محبوبش به این آواز آشنا نیست و نمیتواند عمق احساسات او را درک کند.
هوش مصنوعی: همراه من که خبری از خوشبختی به من داد، نمیدانست که نگاهش چه اثر ناگواری بر من دارد.
هوش مصنوعی: شخصی که به خاطر کارهایش به پاداش یا تنبیه دچار شده، با شوق و اشتیاق به دنبال نعمتها و بخششهاست اما از نتیجه کارش که او را تا دامان بهشت یا دوزخ میبرد، بیخبر است. او همچنان در جستجوی لبخند و بخشش است و از عواقب راهی که انتخاب کرده، آگاهی ندارد.
هوش مصنوعی: سخن از هند به قدری فراوان و جذاب است که هیچکس در اینجا نتوانسته مفهوم و زیباییهای واقعی آن را درک کند. این بیان به نوعی اشاره به معجزات و شگفتیهای فرهنگ و هنر هند دارد که تنها افرادی خاص قادر به فهمیدن آنها هستند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.