دل زان مژه تیز به یکبار کشیدن
دامن به درشتی بود از خار کشیدن
دارم سر این رشته بدان سان که ز دیرم
تا کعبه توان برد به زنار کشیدن
در خلد ز شادی چه رود بر سرم آیا؟
چون کم نشود باده ز بسیار کشیدن
حق گویم و نادان به زبانم دهد آزار
یارب چه شد آن فتوی بر دار کشیدن؟
گنجینه حسن ست طلسمی که کس از وی
چون عقده نیارد گهر از تار کشیدن
ز آسایش دل گرچه مرادی دگرم نیست
باری نفسی چند به هنجار کشیدن
از بس که دلاویز بود جاده راهش
زحمت دهدم پای ز رفتار کشیدن
از مطلع تابنده نهم پاره لعلی
در رشته دم گوهر شهوار کشیدن
دریاب که با این همه آزار کشیدن
لب می گزم از کار به زنهار کشیدن
جان دادم و داغم که پس از من ز که خواهی
خجلت ز گرانجانی اغیار کشیدن؟
مشتاق قبولم من و دل تاب ندارد
آری ز لب نازک دلدار کشیدن
من کافر زنهاری شاهم به من ارزد
می در رمضان بر سر بازار کشیدن
فرجام سخن گویی غالب به تو گویم
خون جگرست از رگ گفتار کشیدن
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان درد و رنج خود از عشق و محبت میپردازد. او در آغاز بیان میکند که با یک نگاه عاشق شده و حالا در پی آن عشق به سختی میکشد. به رغم مشکلات و آزارهایی که تحمل میکند، هنوز شادابی و لذتی در دلش وجود دارد. شاعر همچنین به جستوجوی حقیقت و زیبایی میپردازد و از صداقت میگوید که گاه آزارش میدهد. او در نهایت به عشق و آرزوهایش اشاره میکند و حسرتهای عمیقش را از عدم دسترسی به عشق حقیقی ابراز میکند. شعر نشاندهندهٔ کشمکشهای درونی شاعر و تلاش او برای فهم و درک عشق در زندگیاش است.
هوش مصنوعی: دل به خاطر یک نگاه تیز و نافذ از چشمانت، مثل این است که بخواهد دامنش را به سرعت از زخمهای خار بکشاند و این نشاندهنده شدت و آسیبپذیری اوست.
هوش مصنوعی: من به این موضوع به شدت توجه دارم که چگونه میتوانم از گذشتههای دور تا به امروز به هدفم برسم، انگار که باید با زنجیرهایی که به من بسته شده، راهی برای رسیدن به کعبه پیدا کنم.
هوش مصنوعی: آیا شادی در بهشت بر سر من میریزد؟ وقتی که نوشیدن شراب بهاندازه زیاد کم نمیشود.
هوش مصنوعی: من حق را بیان میکنم، اما نادانها با زبان خود به من آزار میرسانند. ای کاش آن حکم که باعث اعدام میشد دوباره وجود داشت.
هوش مصنوعی: زیبایی مانند گنجی ارزشمند است که هیچکس نمیتواند از آن رازها را بگشاید و مانند مرواریدی از تاریکی بیرون بکشد.
هوش مصنوعی: اگرچه دیگر آرزویی برای آرامش دل ندارم، اما باز هم گاهی نفسهایی به روالی که باید کشیده میشود.
هوش مصنوعی: به دلیل زیبایی و جذابیت بسیار جاده، برایم دشوار است که از آن فاصله بگیرم و پاهایم را از حرکت بازداری.
هوش مصنوعی: از آغاز روشن و درخشان، قطعهای از سنگ قیمتی را در میان زنجیرهای از گوهرهای گرانبها قرار دادن.
هوش مصنوعی: حواست را جمع کن که با وجود تمام این سختیها و زجرهایی که میکشم، از بیان درد دل خودم خودداری میکنم و از دیگران کمک نمیخواهم.
هوش مصنوعی: من جانم را فدای عشق کردم و اکنون داغی در دلم دارم. بعد از من، اگر کسی به دنبال عشق من باشد، از کی خجالت خواهد کشید در حالیکه باید غم دیگران را به دوش بکشد؟
هوش مصنوعی: من بسیار مشتاق هستم که مورد پذیرش قرار بگیرم و قلبم دیگر تاب و توان ندارد، بله، کشیدن سخن از لبهای نرم و دلپذیر معشوق برایم دشوار است.
هوش مصنوعی: من به خاطر این که شاه هستم و مقامم بالاست، حتماً میارزد که در ماه رمضان شراب بنوشم، حتی اگر این کار در انظار عموم باشد.
هوش مصنوعی: آخری حرف من این است که برای بیان احساسات و سخن گفتن، باید از عمق وجود و با تمام احساسات خود حرف بزنیم، چرا که در هر گفتاری، دلی پر از درد و رنج نهفته است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.