رفتم که کهنگی ز تماشا برافگنم
در بزم رنگ و بو نمطی دیگر افگنم
در وجد اهل صومعه ذوق نظاره نیست
ناهید را به زمزمه از منظر افگنم
معشوقه را ز ناله بدان سان کنم حزین
کز لاغری ز ساعد او زیور افگنم
هنگامه را جحیم جنون بر جگر زنم
اندیشه را هوای فسون در سر افگنم
نخلم که هم به جای رطب طوطی آورم
ابرم که هم به روی زمین گوهر افگنم
با غازیان ز شرح غم کارزار نفس
شمشیر را به رعشه ز تن جوهر افگنم
با دیریان ز شکوه بیداد اهل دین
مهری ز خویشتن به دل کافر افگنم
ضعفم به کعبه مرتبه قرب خاص داد
سجاده گستری تو و من بستر افگنم
تا باده تلخ تر شود و سینه ریش تر
بگدازم آبگینه و در ساغر افگنم
راهی ز کنج دیر به مینو گشاده ام
از خم کشم پیاله و در کوثر افگنم
منصور فرقه علی اللهیان منم
آوازه «انا اسد الله » درافگنم
ارزنده گوهری چو من اندر زمانه نیست
خود را به خاک رهگذر حیدر افگنم
غالب به طرح منقبت عاشقانه ای
رفتم که کهنگی ز تماشا برافگنم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عزم خود برای رهایی از کهنگی و محدودیتهای زندگی سخن میگوید. او میخواهد در میهمانی رنگ و بوی زندگی، تفکری نو به وجود آورد و زیباییهای جدیدی را بر افراز کند. او به احساسات عمیق خود اشاره میکند و از عشق و احساسات معشوقهاش یاد میکند. شاعر قصد دارد تا رنجها و غمهای خود را به شیوهای هنری و زیبا بیان کند و با آثار هنری و عشق به دیگران، تحقق خوبیها را به تصویر بکشد. او همچنین به جهاد درونی و مبارزه با دلدادگی اشاره میکند و میخواهد به کمال و نزدیکی به حق و حقیقت دست یابد. در پایان، شاعر خود را به عنوان فردی منحصر به فرد و گوهری در دوران خود معرفی میکند و به طرز عاشقانهای به عشق و ارادت خود نسبت به حیدر اشاره میکند.
هوش مصنوعی: من قصد دارم که دوری از دیروز را کنار بگذارم و در مهمانیای پر از رنگ و عطر، حال و هوایی تازه و متفاوت به وجود آورم.
هوش مصنوعی: دقت و شوقی که در عبادت و زهد اهل صومعه وجود دارد، در دیدن زیباییهای ناهید (سیاره زهره) نیست. من این زیبایی را به آرامی و با کلامی دلنشین به نمایش میگذارم.
هوش مصنوعی: میخواهم به وسیله ناله و غمگینی، محبوبم را به حالتی حزنآلود درآورم، بهطوری که از لاغری و کمبودش، زیباییهایی که در دستانش است، بیرون بریزد.
هوش مصنوعی: من در دل این هیاهو، آتش دیوانگی را احساس میکنم و در ذهنم، چنان خیالهای جادویی و فریبندهای را میپرورانم که مرا به شگفتی و حیرت میکشاند.
هوش مصنوعی: نخل من به جای میوهاش، طوطی میآورد و ابر من بر روی زمین جواهر افشان میکند.
هوش مصنوعی: میخواهم با جنگجویان به مبارزه با مشکلات درونیام بپردازم و در این مسیر، قدرت و توان خود را به کار ببرم تا از وجود خودم رها شوم.
هوش مصنوعی: من از درد و رنجی که اهل دین به من میزنند، به دل کافری که خود را فراموش کردهام، مهر و محبتی میافکنم.
هوش مصنوعی: زخمی که به من دست داده، باعث نزدیکتر شدنم به جایگاه ویژهای در کعبه شده است. تو بر روی سجادهات نشستهای و من در همین حال بستر را آماده میکنم.
هوش مصنوعی: برای اینکه شراب تلختر شود و دلهای شکسته بیشتر بسوزند، میخواهم شیشه را آب کنم و در جام بریزم.
هوش مصنوعی: راهی از گوشه دیر به بهشت گشودهام و با کشیدن خم، پیالهای پر میکنم و در دریاچه کوثر میریزم.
هوش مصنوعی: من از فرقه علی اللهیها هستم و نامم به یاد «من شیر خدا هستم» زبانزد است.
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به وجود ارزشمند و گرانبهای خود اشاره میکند و میگوید که در این دنیا هیچ چیز به اندازهی او ارزشمند نیست. او به قدری به خود اهمیت میدهد که مایل است حتی اگر به خاک مسیر کسی چون حیدر (علوی) بیفتد، باز هم این کار را انجام دهد. این نشاندهندهی ارادت و عشق شاعر به ارزشهای معنوی و بزرگ انسانی است.
هوش مصنوعی: من به سراغ بیان عشق و فضایل آن رفتم، طوری که زیباییهایش را از دید پنهان نکنم و از جذابیتش کاسته نشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.