نیست معبودش حریف تاب ناز آوردنش
پیش آتش دیده ام روی نیاز آوردنش
موعظت را سنگسار قلقل مینا کند
از ره گوشم به دل یک ره فراز آوردنش
تا خود از بهر نثار کیست؟ من میرم ز رشک
خضر و چندین کوشش و عمر دراز آوردنش
رحمت حق باد بر همدم که داند مست مست
بر سر نعشم به تقریب نماز آوردنش
شوق گستاخست و من در لرزه کاخر سهل نیست
صبحدم در دل به چشم نیم باز آوردنش
وای ما گر غیر اندر خاطرش جا کرده است
رفتن و پیرایه و پیرایه ساز آوردنش
امتحان طاقت خویش ست از بیداد نیست
خلق را در ناله های جانگداز آوردنش
چون نمیرد قاصد اندر ره؟ که رشکم برنتافت
از زبانت نکته های دلنواز آوردنش
مفت یاران وطن کز سادگیهای منست
در غریبی مردن و از جور بازآوردنش
بی زبانیهای غالب را چه آسان دیده ای
ای تو ناسنجیده تاب ضبط راز آوردنش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به بیان احساسی عمیق درباره عشق و نیاز به گرمایش معنوی میپردازد. شاعر از معبودی صحبت میکند که قادر به تحمل ناز و نیاز انسان نیست. او به زیبایی اندیشه و عشق اشاره میکند و از سنگسار موعظت و آزمایشهای زندگی سخن میگوید. در این شعر، رنج و شوق در کنار هم قرار دارند و شاعر با بیان احساساتی چون حسرت، غم و ناامیدی به تجلی عشق و نیاز میپردازد. او همچنین به سختیهای جدایی و غریب بودن اشاره میکند و بر مشکلات ارتباط و ابراز احساسات تأکید میکند. در نهایت، این شعر مجموعهای از تجربیات انسانی در پیرامون عشق و معنویت را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: پروردگار او قادر به تحمل ناز و فریبندگی نیست، من جلوهای از نیازمندی او را در برابر آتش دیدهام.
هوش مصنوعی: موعظه و نصیحت برای من مثل سنگی است که در دل میافتد و باعث میشود که گوشم به آن توجه کند و آن را در دلم بهخوبی درک کنم.
هوش مصنوعی: این جمله بیانگر این است که من نمیدانم برای نثار چه کسی تلاش میکنم، زیرا من از حسادت به خضر (شخصیت داستانی که به جاودانگی معروف است) میمیرم و برای به دست آوردن او کلی تلاش کردهام و عمر درازم را صرف این کار کردهام.
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که میداند چگونه میتوان در هنگام نوشیدن، مرا به نماز نزدیک کند و مرا در حال مستی به خداوند نزدیک کند.
هوش مصنوعی: شوق و هیجان بیپرواست و من در نگرانی هستم، زیرا آسودگی و راحتی نیست که صبح زود با چشمانی نیمهباز امیدی در دل به آن دست یابم.
هوش مصنوعی: آه ما، اگر کس دیگری در دلش جایی گرفته باشد، رفتن و زینت و تزیین آوردن او دیگر چه فایدهای دارد؟
هوش مصنوعی: آزمون سختی که بر خود میکشی، ناشی از ستم دیگران نیست، بلکه دردها و نالههای جانسوز خودت آن را به وجود آورده است.
هوش مصنوعی: چرا قاصد در راه نمیمیرد؟ زیرا نمیتوانم حسادت را از تو بپذیرم که از زبانت نکتههای دلنواز و شیرین میآید.
هوش مصنوعی: دوستانم در وطن از سادگیهای من خوشحالند، اما در دوری از وطن مردن و نجات یافتن از ظلم و ستم چیز دیگری است.
هوش مصنوعی: به راحتی میتوانی شاهد ناتوانی در بیان و اظهار احساسات دیگران باشی، اما تو که هنوز درک کافی نداری، نمیدانی که چگونه میتوان راز این سکوت را به زبان آورد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.