باز شد غالیه سا عطر نسیم سحری
کرد در صحن چمن شاهد گل پرده دری
ناله مرغ سحر می شنوم باز مگر
پرده افکند بهار از رخ گل برگ طری
صوت بلبل سبب جلوه گل شد در باغ
بر مثالی که غزایم کند احضار پری
می رسانید ضرر دیده مکافات عمل
نرسیدست کسی را ضرر از بی ضرری
خانه ساخت هوا بهر توطن ز حباب
در چمن بر لب جو تا رسد از دربدری
ژاله را باش که دارد سر ویرانی آن
سخت رویست که می بارد ازو بدگهری
آب اگر حبس هوا کرد بزندان حباب
سبب آن بود که می کرد هوا پرده دری
در چنین فصل که گل پرده برخسار کشید
هست قطع نظر از سیر چمن بی بصری
وای بر من که ندارم خبر از سبزه و گل
مانده ام معتکف زاویه بی خبری
چند چون غنچه کشم بگریبان و ز غم
بگذرانم همه اوقات به خونین جگری
به از آن نیست که خود را برسانم چو صبا
بریاحین که بهارش ز خزانست طری
روضه بزم کریمی که بتوفیق هنر
هست خر همه فرقه نوع بشری
آن زکی طبع که در معرض بینائی او
همه احکام بدیهیست فنون نظری
ملک آیین فلک مرتبه عبدالرحمان
که نظیرش نتوان یافت بصاحب نظری
ای شده پیش کمال هنرت در همه فن
همه اهل هنر معترف بی هنری
هست این بر همه روشن که ندیدست فلک
آفتابی چو تو در عرصه دور قمری
طاعتم برد ثنای تو عجب نیست اگر
یافت در طی کلامم صفت مختصری
چون شدم عازم درگاه تو آن طاعت را
فرض شد قصر کنم همچو نماز سفری
سرورا داشت فضولی هوس طوف درت
شکرالله که قضا کرد باو راه بری
هست امید که تا حشر نهال قلمت
متصل در چمن لطف کند باروری
تو ز حق فیض بری ما ز تو تا در عالم
اثر فیض رسانی بود و فیض بری
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیباییهای بهار و گلها میپردازد و حال و هوای خوش و لطیف سحرگاه را به تصویر میکشد. شاعر از نالههای مرغ سحر و جلوههای گل در باغ سخن میگوید و به تأثیر زیبایی این فصل بر احساسات انسانی اشاره دارد. او از تنهایی و بیخبری خود از طبیعت و سبزهها گله میکند و در آرزوی وصال به زیباییها و شگفتیهای بهار است. در ادامه، به ستایش هنرمندی و کمال در آثار دیگران پرداخته و امید به باروری و ادامه فیض این هنر تا قیامت را ابراز میکند. شعر در نهایت به ارتباط بین الهی و انسانی و تأثیر صالحات و زیباییها اشاره دارد.
هوش مصنوعی: عطر دلانگیز نسیم صبحگاهی در فضای چمن پخش شد و گلهای زیبایی که پردهنشین بودند، خود را نمایان کردند.
هوش مصنوعی: صدای ناله مرغ سحر را دوباره میشنوم، آیا بهار بار دیگر پردهای از زیبایی به روی گلها کشیده است؟
هوش مصنوعی: صدای بلبل باعث زیبایی و جلوهگری گل در باغ شد، بهگونهای که به خاطر آن، پریها را دعوت میکند.
هوش مصنوعی: کسانی که آسیب دیدهاند، به نتیجه اعمال خود نمیرسند و هیچکس از عدم ضرر دچار زیان نخواهد شد.
هوش مصنوعی: خانهای به زیبایی هوا برای تو بنا شده، همچون حبابی در چمن کنار جوی، تا اینکه از زندگی بیسر و سامان به تو برسد.
هوش مصنوعی: این شعر به مفهوم گریه کردن و اشک ریختن اشاره دارد. شاعر به زشتی و سختی موضوعی که باعث این اشکها میشود، اشاره میکند. در واقع، ژاله یا باران اشک به دلیل رنج و درد ناشی از ناکامیها و بدبختیها جاری میشود. این وضعیت نشاندهنده غم و اندوه عمیق است که گاهی از دل انسان میجوشد.
هوش مصنوعی: اگر آب در هوا محبوس شود و حباب درست کند، دلیل آن این است که هوا مانند پرده ای عمل میکند و مانع خروج آب میشود.
هوش مصنوعی: در این فصل که گلها زیبایی خود را به نمایش گذاشتهاند، فرقی نمیکند که چمن چطور است، زیرا کسی که درک درستی ندارد، نمیتواند زیبایی را ببیند.
هوش مصنوعی: ناراحتم که از زیباییها و نعمتهای طبیعت بیخبرم و در گوشهای از بیخبری خودم را محبوس کردهام.
هوش مصنوعی: من بارها و بارها در دل غم خود را به گریه و گریبان چنگ میزنم و تمام وقت را با دلدرد و عواطف آتشین میگذرانم.
هوش مصنوعی: بهتر از این نیست که خود را به مقصد برسانم، مانند نسیمی که به گلها میوزد، در حالی که بهار آنها از پاییز نشأت میگیرد.
هوش مصنوعی: در اینجا به وصف جمعی از انسانها در یک مراسم یا جشن اشاره شده است، که در آن فضایی از مهربانی و هنر حاکم است. فعالیتهای هنری و جادویی در این بزم، سبب ایجاد پیوندی عمیق میان همه افراد حاضر میشود و حس نزدیکی و همبستگی را در بین آنها ایجاد میکند.
هوش مصنوعی: آن شخص با ذکاوت که وقتی انسانها او را میبینند، همه چیزهای ساده و بدیهی برایشان روشن و واضح میشود.
هوش مصنوعی: آسمان دارای مقام و منزلتی است که نظیر آن را نمیتوان در افراد صاحب بصیرت یافت.
هوش مصنوعی: ای کسی که به اوج کمال هنر خود رسیدهای، در همه هنرها همه هنرمندان به ناتوانی خود اعتراف میکنند.
هوش مصنوعی: این واضح است که در آسمان، هیچگاه ماهی چون تو را ندیده است.
هوش مصنوعی: اگر به فرمان تو عمل کردم، جای تعجب نیست که در کلماتم توصیفی از تو پیدا شود.
هوش مصنوعی: وقتی به درگاه تو میروم، برای من واجب شده که سفر را همچون نمازی با احترام و ادب انجام دهم.
هوش مصنوعی: سرور ما، فضولی، آرزوی دیدن تو را در دل داشت. سپاس خدا را که تقدیر با او راهی بسیارت باز کرد.
هوش مصنوعی: امید دارم که تا روز قیامت، نوشتههای تو همواره در زمینهای از محبت و زیبایی رشد و شکوفایی داشته باشند.
هوش مصنوعی: تو از خداوند نعمت و فیض میگیری، و ما نیز از تو بهرهمند میشویم تا اینکه در این دنیا آثار و نشانههای این فیض را به جا بگذاری.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دل من خواهی و اندوه دل من نبری
اینْت بیرحمی و بیمهری و بیدادگری
تو بر آنی که دل من ببری دل ندهی
من بدین پرده نیم، گر تو بدین پرده دری
غم تو چند خورم و انده تو چند برم
[...]
چون به هم کردی بسیار بنفشهٔ طبری
باز برگرد به بستان در چون کبک دری
تا کجا بیش بود نرگس خوشبوی طری
که به چشم تو چنان آید، چون درنگری
آلت کشتن داری صنما غمزه و کارد
زین دو ناکشته ز دستت نرهد جانوری
تو مرا جانی و چون با تو بوم جانوری
زنده گردم که ز دیدار تو یابم نظری
می بترسم که مرا روزی بکشی تو از آنک
[...]
گشت تابنده ز گردون معالی قَمَری
گشت تابنده ز دریای معانی گهری
سال تو فرخ و فرخنده شد از شادی آنک
ملکالعرش عطا داد ملک را پسری
ملک باغ است و در آن باغ ملک سنجر هست
[...]
شیفته کرد مرا هندوکی همچو پری
آنچنان کز دل عقل شدم جمله بری
خوشدلی شوخی چون شاخک نرگس در باغ
از در آنکه شب و روز درو در نگری
گرمی و تری در طبع هلاک شکرست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.